بررسی رفتار سیاسی دانشجویان در یک جامعه منفک از ساخت سیاسی آن،نکات بسیاری را ناگفته می گذارد.طبیعتاًخط مشی ها وسیاست های حرکت های دانشجویی یا اصولاً نگرش ها ورفتارهای عمومی دانشجویان دردوگونه نظام سیاسی معرفی یا نظام سیاسی مقدس متفاوت است.درنظام دوم مشروعیت ازطریق یک منبع مقدس یا یک اسطوره حاصل می آید درحالی که درنظام اولی رای مردم ملاک مشروعیت یا عدم مشروعیت آن است.
همچنین وضعیت رفتار دانشجویان دردوگونه نظامی که نفوذ خودراازطریق رفتار دانشجویان دردوگونه نظامی که نفوذخودراازطریق اندیشه های عام گرا(پوپولیستی)واندیشه های لیبرال کسب می کنند متفاوت خواهد بود.
اقتدار سلسله مراتب و دیوانسالارانه نیز دربرابر اقتدار سنتی ورفتارهای خاص راازدانشجویان اقتضاء دارد.
بنابراین دررفتار سیاسی دانشجویان دریک کشورباید به ساخت سیاسی رژیم آن توجه کرد.درساخت سیاسی ایران بعد ازانقلاب دو موضوع حائز اهیمت شده
۱ـ نهادهای سیاسی
2ـ نظام اقتدار
نهادهای سیاسی که فقط دانشجویان را آلترناتیو خود می دانستند ودربرخی از تحرکات سیاسی آنها راقربانی تصمیمات نابهنگام درامور داخلی وخارجی قلمداد می کردند بدون اینکه کوچکترین نشی درآن مجموعه برای آنها قائل شوند.نظام اقتدار نیز دانشجو راتنها وسیله ای برای براورد تحولات خواسته های مشروع یا نا مشروع خود به حساب می آورندکه دانشجو راابزاری عملگرا در مقابل تزهای کوتوله های سیاسی قرارداده بود.
لذاازمنظربررسی رفتارهای سیاسی دانشجویان ایران به ویژگی های رفتار سیاسی انها می پردازیم.این رفتار سیاسی را ازچنددیدگاه موردبررسی قرار خواهیم داد
:1ـ ناکجاآباد این جمله که دانشجویان بیش از آنکه به یک نگاهداشت وضع موجود گرایشی داشته باشند به دگرگون کردن آن تمایل دارند،گرچه نکته درستی است ولی درهمه موارد به تساوی صادق نیست.دانشجویان ایران در حال حاضر شاید به دگرگونی تمایل داشته باشند ولی مانند نسل انقلابی تمایل به سرمایه گذاری برای آن ندارند.نگرش ها تغییر نکرده است.اتوپیای گذشته اتو پیای عدالت بود وآزادی نیز برای عدالت خواسته می شد؛در مقابل اتوپیای حال،اتو پیای آزادای است.و(بازهم مبهم)ولی دانشجوی امروز نمی خواهد برای آن آزادی بجنگد.همه چیز را صرف آن کند،باتوان انرا در خود نمی بیند .دانشجویان ایران براساس نظریه((عدالت اجتماعی)) که نوع عضلانی ناشده ای ((مصلحت همگانی)) است به صحنه سیاست می ایند.ولی لحاظ پیگری مصلحت تنها درچارچوب سنت های سیاسی موجود ممکن است و کسی که آان سنت های سیاسی را رانشناسد یا باورنداشته باشد بسرعت از مسیر خراج می شود.
2ـ کارکرد:دانشگاهها درسراسر دنیا اعم از توسعه و توسعه نیافته چندکارکرد مشخص دارند دانشگاهها عامل مهم ومشخص انتقال میراث فرهنگی بوده اند.
دانشگاهها اشخاص را تربیت می کند که جزء افراد نخبه و خبره درعلم،تکنولوژی مدیریت و کارشناسی قرار می گیرند.درحال فراتراز پذیرش یا انکار رفتارسیاسی دانشجویان ایران باید گفت در چارچوب کارکردهای حقوقی رفتار سیاسی دانشجویان چگونه است لذابراین اساس رفتار سیاسی دانشجویان ایران دوگانه است انها که بیشتر در معرض میراث فرهنگی ایران اسلامی قراردارند به رفتار سیاسی سنتی (تبعیت ازرهبری- مشارکت درشکل بیعت با شورش و...)گرایش دارند وآنهایی که بیشتر میراث فرهنگی جدید راکسب می کنند به علت عدم امکان ورود به قلمرو سیاسی ازسیاست نیز فاصله می گیرندکه اخیراً این شق دوم درمیان دانشجویان مراکز دانشگاهی ما رواج دارد وسیاست گریزی آفتی مهلک برای مرکز علمی ودانشگاهی ما شده است.
اگررفتار سیاسی را معطوف به قدرت تعریف کنیم این سوال مطرح می شود که آیا رفتار دانشجویان ایران متوجه کسب با اعمال قدرت بوده است یا خیر؟این سوال از یک جهت پاسخ مثبت وازچند جهت پاسخ منفی دارد .جهت مثبت آن،این است که رفتار سیاسی دانشجویان ایرانی دردوره هایی که امکان بروز داشته همانند یک رفتار حزبی(ولی نه سازمان یافته) ونه حتی بصورت یک گروه صاحب نفوذ نمایانگر شده است این دانشجویان دوره های مختلف متینگ برگزار کرده اند.دراشغال سفارت سهیم بوده اند ودرانتخابات مجلس کاندیدا داشته اند ودردیالوگ های سیاسی شرکت فعال داشته اند و مرام نامه ها واساسنامه ها ی انها معرف جهت گیری انان به سوی قدرت است و جهت دیگر نیزرفتار دانشجوی ایرانی متوجه کسب بااعمال قدرن نبوده است چراکه به دلیل توجه بیشتر دانشجویان به مسائل سیاسی رادرمرتبه دوم قرارداده اند.عموم دانشجویان فعال به قشر اهل فرهنگ تعلق دارند ورفتاری شبیه به آن قشر اهل فرهنگ انجام می دهند.جهت سومی اینکه رفتار دانشجویان ایرانی متوجه به نوعی جامعه آرمانی بوده وآرمان گرایی غیر واقع بینانه این گروه کمتر امکان توجه جدی به واقعیت های سیاسی و اجتماعی را فراهم آورده است.رفتار سیاسی نقادی دانشگاههای ما امروزنیز متاثراز جریانها ووقایع سیاسی داخلی مراکز قدرت قدرت حاکمیتی است شیوه نقادی و تحلیلی درروش آموزش وسنت علمی نهادی نشده است.هرنوع دگراندیشی در دانشگاههای ما زیر ذره بین است ولوازم و پیامدهای اجتماعی وسیاسی دارد وجدان اخلاقی دراثر موارد دربرابر نقادی گذاشته شده واین امر توسط رهبران معنوی تبلیغ می شود دنباله روی دانشگاه ازروند تجاری شدن همه اموردرجامعه دردولت هاشمی (جهاددانشگاهی – فروش خدمات دانشگاه تأسیس دانشگاه آزاد گرفتن امکانات بادادن مدرک دردانشگاه آزاد)چاقوی نقد اجتماعی دانشجویان بالاخص دردانشگاههای غیردولتی راکند کرده است عموم دانشگاهها به خصوص دانشگاههای غیردولتی جهت گیری تولید علم ودانش سازی راازدست داده وبه کارخانه های مدرک سازی مبدل شده اند.حاکمیت درسالهای اخیر دخالت های بیشتری در دانشگاهها ونظام دانشگاهی اعمال کرده است (بورس های فرادانشگاهی ونورچشمی ها – نقض حقوق صنفی اعضاء هیئت علمی- کمیته های انقباطی- گزینش های اخلاقی – سیاسی و... با شدت یافتن انتقاد درحوزه مسائل خارجی وکمرنگ شدن انتقاد اجتماعی داخل وتوجه تبلیغات رسانه های انحصاری دولتی،مسائل لبنان – فلسطین ونزوئلا –عراق، سوریه وکشورتازه دوست روسیه حالت فراکنی ازانتقاد اجتماعی درداخل دررفتارهای رسانه های رسمی و تمایل حاکمیت سیاسی ،گریز ازبررسی ونقد عملکردها به چشم می خورد .ولی ذهنیت دانشجویان کاملاً تحت تاثیر تبلیغات این چنین قرار نگرفته واز این گونه انسان دوستی ها درسطحی بین المللی ارضا نمی شود.
من حیث المجموع بعدازاینکه رفتار سیاسی دانشجویان ایران پس از 2 خرداد 76 وارد فازعملیات جدی نقد حاکمیتی شد سرانجام با حوادث 18 تیر 78رقم خورد که تارخ درموردآن به قضاوت خواهد نشست.
قضاوتی که بیانگر دانشجوی ایرانی درحد یک بازیگر مستقل بود بازیگری که صحنه گردانان آن خواستشان تخطئه اصلی جنبش دانشجویی وتعلیق فعالیت های سیاسی کنونی آن ماحصل ودست پخت محفل هایی بود که برای جنبش دانشجویی وآرمانهای ایدوئولوژی قائل نبوده،نیستند ونخواهند بود.
ادامه مطلب
Wednesday، July 16، 2008
7[ : بررسی رفتار سیاسی دانشجویان درایران : علی اسلامپور
[ ::: برموداي خوش خيم ::: ارسلان رمضانی
با توجه به اينکه طيف اقليت مجلس هشتم درانتخابات رئيس مجلس به لاريحاني رأي دادند وبا توافقهاي پشت پرده از قبل بين لاريجاني واين طيف، جهت حضور در هيأت رئيسه وکميسيونهاي کليدي به خصوص کميسيون امنيت ملي متأسفانه ايشان به وعده هاي خود عمل نکردند وبرنامه هايي که راقبل از ثبت نام درانتخابات با مراجعه به مراکزي که ازآنها دريافت کرده ومأمور به انجام رساندن آن برنامه هابود.
ادامه مطلب
[ اوقات فراغت جوانان استان کرمانشاه وخميازه اي به بلنداي تابستان : اردشیر اردلان
فراغت واژه اي است که براي يافتن معناي آن نيازي به سرک کشيدن درلغت نامه ها نداريم،اما همين واژه ساده به ويژه باشروع تعطيلات انتهاي سال تحصيلي به يکي از چالش برانگيزترين مفاهيم تبديل مي شود.
فراغت يعني يک دنيا برنامه ريزي ازسوي نهادها وسازمان ها،فراغت يعني ميزگردها ي تخصصي صداوسيما وفراغت يعني همين مقاله اي که دغدغه ي نگارنده اش را مي نماياند:
آغازراه است وپدران ومادران بافرارسيدن فصل تابستان وتمام شدن امتحانات فرزندانشان درپي سرگرم کردن آنان به هردري مي زنند.برنامه هاي کشوري دربخش دولتي وغيردولتي درسطح استان کرمانشاه نشان داده است که بخش دولتي با همان فضاهاي آموزشي ومدارس وچند سالن ومراکز وابسته با برنامه هاي فرهنگي وورزشي وهزينه ي کمتر طي چندسال اخير هيچ رشدي نداشته است وبخش غيردولتي باداشتن امکانات بيشتر درورزش،موسيقي،کامپيوتروزبان هزينه هاي هنگفتي را مي خواهند.
اما اين گونه است که وقتي به دنبال آماروارقام بزهکاري وجرم نوجوانان وجوانان دفاترآماري وکتابچه ها راورق مي زنيم،آمار وارقامي را مي بينيم ومي شنويم که همگي حکايت از غفلتي بزرگ وکوتاهي جبران ناپذيردارند.شعاري که سال هاي سال است درکمال جسارت تکرارش مي کنند.
هرسال بافرارسيدن امتحانات آخر سال به ياد هزار ويک چاره وراه مي افتند واوراق وجداول طرح هايي راکه سالياني پيش باشرايط آن زمان تنظيم کرده بودند،از پرونده هاي خاک گرفته بيرون مي کشند به اميد اينکه شايد بتوانند درطول اين دوسه هفته دوران امتحانات شق القمرکنيم وبرنامه اي درست ومنطقي براي سه ماه تعطيلات جوانان ونوجوانان کرمانشاهي تنظيم کنند واين درحالي است که والدين با وجود هزينه هاي زندگي وهزارويک مشکل،مي خواهند بچه هايشان تابستاني پرازخاطره،تفريح همراه باآموزش داشته باشندوبه همين خاطرازهرراهي مقداري پول کنار مي گذارندکه بچه هايشان درکلاس هاي ورزشي وفرهنگي وقتشان را بگذرانندکه اگر امکانات بيشتري وجودداشته باشد وبتوانند ازمراکز دولتي با شهريه کمتر استفاده کنند،بهتراست چراکه درآمد اکثريت خانواده هاي ساکن استان کرمانشاه هم تراز خط فقر بوده وکفاف هزينه هاي زندگيشان رانمي دهدکه بتوانند حداقل بچه هايشان را به انواع کلاس هاي آموزشي،ورزشي وفرهنگي بفرستند.
واقعيت آنست مسوولين نهادهاي ذيربط،يکبار ازاين که((اوقات فراغت دانش آموزان وجوانان راچگونه بايد بصورت مفيدپرکرد))ميگويند وبارديگر ازاين که ((چگونه بايد به صورتي مفيد وقت هاي مرده دانش آموزان وجوانان رازنده کرد وبه کار گرفت))صحبت ميکنند.
نگارنده اين سطور تئورسين نيست،اما حقيقتاً مسئولين امربراي مدت سه ماه تمام گوش ها رابااين شعروشعارها پرمي کنندکه بايد وبايد اوقات فراغت دانش آموزان وجوانان را پروغني کرد،تراکت وپارچه نويسي وغيره مي زنند،ميز گرد مي گذارند،ژست مي گيرند...
آه به راستي اين تابستان لعنتي کي تمام مي شود؟بالاخره دوماه مي گذرد وتنها کاري که مسئولين نهادهاي ذيربط انجام داده اند فقط تبليغات پرآب وتاب همچون طبل توخالي بوده که مخاطبينش راخسته کرده است واينگونه که تنها يک ماه ديگر ازاوقات فراغت دانش آموزان وجوانان اين ديار بعلاوه ي نيروها وانرژي هاي نهفته باقي مي ماند حالاديگرزماني است که اين جريان ها ي جوان وشريان هاي رمق آور درجامعه موجي برايشان نمانده وباز همچون سال هاي پيش هرکدام ازآنها نهرهاي توانايي واستعدادشان رابه سويي روان کرده اند،صدي به ((هرز))و((راکدماندن))وشايد(!)يکي هم آن گونه که بايستد وشايسته است به صلاح.
به هر حال براي روشن شدن اين کلاف سردرگم واين که رابطه ي مستقيم بزهکاري واوقات فراغت ريشه درکجا دارد وچگونه بوجودآمده است؟ بايد مسئولان به سراغ نظريه ي کارشناسي بروند وريشه هاي رواني اين رابطه رادريابند تاازخواب غفلت بيدار شوند،چراکه اگر اوقات فراغت وبيکاري درست وبابرنامه ريزي صحيح پرنشود جوان يا نوجوان اين سامان به((بره)) روي مي آورند هيچ جاي حرف وشکي نيست واين کاملاً با قوانين وفرمول هاي روان شناسي قابل تفسير است،هنگامي که اين زمان هاي خالي ووقت هاي فراغت که مي توانند دوره اي مفيد براي استراحت و تجديد قوا ويادگيري باشند درست پرنشود،کم کم جوان يا نوجوان اعتماد به نفس خودرازدست مي دهد واحساس مي کند هيچ تواني ندارد وهيچ کار خاصي نمي تواند انجام دهد،درنتيجه درخودش فرومي رود وتااندازه اي گوشه گيرمي شود.اين گوشه گير شدن ها ودر خود فرو رفتن ها باعث مي شود که افکارنگران کننده ومنفي به سراغش بيايد .حال گروهي به اين افکار منفي پاسخ منفي مي گويند ووارد کارهاي بزه وخلاف مي شوند وگروهي هم مستقيماً وارد آن نمي گردند،يعني باهجوم اين افکار نگران کننده ومنفي به دنبال دزدي وانحراف جنسي و...نمي روند،اما ازنظرروحي ضربه مي خورند.افسردگي ،اضطراب وبسياري ديگر از حالت هاي رواني دردوراني که ما به آن اوقات فراغت مي گوييم شدت پيدا مي کنداگر شخصي ازنظر موقعيت خانوادگي درفقر مالي وفرهنگي نيز به سر ببرد که اين مشکل دوچندان خواهد شد،چراکه بالطبع وبا وضعيت فرهنگي والدين ودرگيري هاي آنان براي نان درآوردن وعدم توجه شان به فرزند درخانه،اين نوجوان يا جوان تااندازه اي مشکل عاطفي پيدا مي کند.
ازسوي ديگر ازطريق رسانه هاي گروهي وفضاي باز ناشي از عصر ارتباطات در جامعه تااندازه زيادي به نيازهاي خود،آگاهي پيدا کرده درنتيجه اين شخص دچار حالت تعارض مي شود وبا مواجه شدن با دوران بيکاري وفراغت ازدرس به اين فکر مي افتد که بيکار شده ولي نه حرفه اي مي داند که کاري انجام دهد ونه توان رفتن ويادگيري هنر يا حرفه اي رادارد...
به اين ترتيب است که اين رشته سري دراز پيدا مي کند وگاه به جاهايي کشيده مي شود که حتي شايد نتوان تصورش راهم کرد همه ي اين ناهنجاري هاي اجتماعي ازيک چنين کمبود بحراني که تااين حدکوچک وبي اهميت نزد پنداشت مسئولان ما جلوه مي کرد،ريشه گرفته است.
هدف ازاين همه حرف وحديث،تکرارمکررات يا فرياد زدن شعارهاي هميشگي نيست.
واقعيت آنست خانواده ها ووالدين شرمنده ي جيب شريفشان هستند واوقات فراغت جوانان ونوجوانان محروم ومظلوم استان کرمانشاه خميازه اي به بلنداي تابستان برايشان رقم مي خورد.دردومشکلي که اگر به پاي بحث صاحب نظران بنشيني هزاران راه حل ساده وجالب براي رفعش دارند وتابگويي ((چگونه)) برايت هزران پل مي زنند ومي گويند به سادگي مي توان ازبسياري ازاين پل ها گذشت.فقط دلسوزي و پشتکار مي خواهد واحساس مسئوليت مسئولان استان کرمانشاه.
ادامه مطلب
[ : ماجراي کرايه تاکسي ها درهرسين :علي زکي ئي
دراوايل سال جاري بود که نمايندگان تاکسيرانان هرسين طي نامه اي ازشوراي شهرخواستند که باافزايش کرايه تاکسي ها درسطح شهر هرسين موافقت کنند،آنها دلايل زيادي ازجمله افزايش تورم رابراي اين کار خودذکر مي کردند.پس از بحث هايي که مطرح شد شوراي شهر به اين نتيجه رسيد که باافزايش نرخ کرايه تاکسي ها موافقت کند.اما فرماندار هرسين،بااين مصوبه مخالفت کرد وطي نامه اي به شوراي شهرهرسين اين مصوبه را خلاف قانون دانست واعلام کرد طبق مصوبه دولت امسال هيچ گونه مجوزي براي افزايش نرخ کرايه ها نبايد داده شود.
به دنبال اين نامه بود که شهرداري هرسين به کليه تاکسيرانان اعلام کرد که کرايه ها به روال گذشته (سال 1386)بازگردد،امااين امر باعث اعتراض رانندگان تاکسي قرارگرفت وبارديگرنمايندگان آنان به شوراي شهر مراجعه کردند،شورانيز تصميم گرفت که درجلسه اي بارديگراين موضوع رابررسي کند.قبل ازاين جلسه در گفت وگويي که بامراد دولتياري عضو شوراي شهر داشتم به شدت از مصوبه اخيرشورادرافزايش کرايه ها دفاع کردوگفت که به نظرمن اين نرخ ها عادلانه است.
اما درجلسه هاي که باحضورنمايندگان رانندگان تاکسي والبته بدون حضور مسئول واحد تاکسيراني شهرداري هرسين(!)برگزار شد.هرکدام ازنمايندگان به طرح مشکلات تاکسي هاي شهرهرسين پرداختند.يکي ازآنها اعلام کردکه با توجه به اينکه حريم قانوني شهرهرسين بيش از پنج کيلومتر است اين کرايه ها منصفانه نيست وشورابايد فکري به حال ماکند.نرخ تورم که افزايش پيدا کرده وتعويض روغن ودستمزد مکانيکي هم بالا رفته است .آيا اين براي رانندگان تاکسي به صرفه خواهد بود که قيمت ها طبق سال گذشته باشد؟
اعضاي شورا هم اعلام کردند که مانيز سعي برآن داريم که حق کسي ضايع نشود اما اين قانون سراسري است وعملاً دست مارابسته نگه مي دارد؟
درگفت وگويي که با يکي از رانندگان تاکسي داشتم گفت:مارانندگان تاکسي نمايندگان فعالي نداريم وآنها عملاً هيچ کاري انجام نمي دهند وهرازچندگاهي به فکر نوشتن نامه اي مي افتند وازشورا تقاضاي افزايش کرايه ها را مي کنند،اين تنها وظيفه آنها نيست ماهم حق وحقوقي داريم ونبايد کارآنها فقط دربحث کرايه ها خلاصه شود آنها درزمينه کارهاي فرهنگي عملاً هيچ عملکردي ندارند وحتي يک صندوق تعاوني هم نمي توانند راه اندازي کنند.
به سراغ چندتن از شهروندان رفتم ونظرآنان راراجع به تاکسي ونرخ کرايه تاکسي ها پرسيدم:يک نفرگفت که همه چيز گران شده است کرايه تاکسي هم مثل چيزهاي ديگر،اصلامهم نيست.
يک نفرديگرگفت:من آنقدر مشکلات وگرفتاري دارم که افزايش کرايه تاکسي اصلاًبرايم مهم نيست.
ازفردديگري پرسيدم اوهم بيان کرد:سال هاي گذشته رانندگان تاکسي بهانه افزايش قيمت بنزين راداشتند اما امسال هم که بنزين گران نشده،به نظرمن اين قيمت هاي سال گذشته هم زياد است اينکه چرا شهرداري وشورا فقط جانب رانندگان را مي گيرند براي من عجيب است،آنها عملاً هيچ نظارتي برعملکرد تاکسي ها ندارد ومن به شخصه از عملکرد واحد تاکسيراني شهرداري ناراضي ام.
واين ماجرا همچنان ادامه دارد...
ادامه مطلب
[ : كنكاشي در معضلات شهري كرمانشاه : غلامرضا چشمه گچي
نياز به كسب درآمد و نيز گذران امور روزمره براي همگان به امري واجب مبدل شده است و همين نياز باعث گسترش كمي و كيفي صنوف مختلف به عنوان قشر بازاري شده است.
در بازار مي توان انواع حرفه ها و فروشندگان را با تنوع بالا مشاهده نمود.
بازار طلافروشان ، البسه ، بازار مواد خوراكي و... از نمونه هاي بارز مشاغل موجود در بازارهاي كرمانشاه هستند. اما در مقابل اين صنف عظيم جامعه ما كه در مكانهايي مشخص و تعيين شده به عنوان مغازه و فروشگاه مشغول فعاليت مي باشند، گروهي نيز بر حسب ضرورت اقدام به عرضه محصولات و مواد لازم همانند بازارايان مي كنند ، با اين تفاوت كه اين گروه به دليل پاره اي مشكلات يا همان عدم بنيه مالي قادر به تامين و تهيه مكان براي فروش محصولات و... خود نيستند و به همين خاطر محصولات و... خود را به صورت سيار به مشتريان عرضه مي كنند.
اين گروه كه همان گروه دستفروشان ناميده مي شوند در سطح بازارهاي كرمانشاه داراي جمعيت بسيار بالايي هستند و تقريباً بيش از نيمي از بازارهاي مختلف كرمانشاه را در دست خود گرفته اند.
همانطوري كه در پيش ذكر شده اين قشر به دليل نداشتن مكان و جايگاه خاص باي عرضه كالاهاي خود از اعتبار و ارزش دولتي و قانوني كمتري برخوردارند و همين عامل باعث گرديده كه مشكل دستفروشي تا كنون منبع اتلاف هزينه و زمان بسياري شود كه لزوم برنامه ريزي مهم و سريعي را مي طلبد.
براي حل مشكل دستفروشان سطح شهر كه انصافاً چهره ناهنجاري به خيابانهاي شهر مي دهند ، دست اندركاران شهري چندين برنامه را تدوين و مدون نموده اند كه تا كنون نتيجه مطلوبي در بر نداشته است.
يكي از اين برنامه ها ،ساماندهي دستفروشان در اماكن و فضاي معين و خاصي است كه در حال شاهد اجراي اين مهم و اسكان دستفروشان و دوره گردان در جاهايي مثل بازار روزميدان آزادي ، بازار ميوه ، بازار ميوه ميدان شهداء و انتهاي مسكن و.. هستيم .
ولي به دليل بالا بودن تعداد دستفروشان سيار و ... اين برنامه به طور كامل نتوانست موفق شود و هنوز تعداد زيادي از دستفروشان در سطح خيابانهاي اصلي شهر پراكنده اند كه كماكان مشكل را حادتر از گذشته مي كنند.
يكي ديگر از برنامه ريزي هايي كه توسط مسئولين امر جهت برخورد جدي با پديده دستفروشي در سطح كرمانشاه پي ريزي گرديده ، تشكيل ستاد اجرائيات ، جهت جمع\ آوري دستفروشان و مبارزه جدي با آنان بود كه خود اين امر به جاي اصلاح و پاكسازي سطح خيابانها از دستفروشان ، خود به معضل ديگري تبديل شد كه كماكان نمود اين معضل در سطح خيابانها و ميادين اصلي شهر كرمانشاه مشهود است.
برخورد غير انساني و زشت با دستفروشان ، بي احترامي به صنف بازار و... از نمونه هايي است كه توسط برخي از نيروهاي اجرائيات در سطح خيابانهاي كرمانشاه صورت مي پذيرد كه جاي بازنگري در اين امر را دارد.
چندي پيش بنده در حوالي خيابان نواب شاهد برخورد غيراصولي تعدادي از نيروهاي اجرائيات با پسري دستفروش بودم كه انصافاً با ديدن اين صحنه، دل هر عابري به درد آمد، به طوري كه خود اين حركت انزجار عجيبي نسبت به ستاد اجرائيات در اذهان عمومي متبلور ساخت كه خود اين وقايع ريال قطعاً باعث جبهه گيري عامه مردم نسبت به ماهيت و فلسفه ستاد اجرائيات خواهد شد .
براي حل مشكل دستفروشان آيا با اين برنامه و برخوردها جز تخريب اذهان مردم و ارائه تصويرناپسندي از مسئولين مربوطه ، كاري مفيد ديگري صورت پذيرفته است؟ كه پاسخ اين سوال را بايد مسئولان و دست اندركاران امور شهري و.. بدهند!
براي حل مشكل دستفروشان و نحوه اصلاح پديده دستفروشي چند راهكار براي برون رفت از اين مقوله درپي خواهد آمد كه جاي بسي تامل و دقت دارد:
1) احداث كارخانه ، مراكز توليدي و.. . به نظر شما اين تعداد از دستفروشان در مكان يا بازار خاصي اسكان داده خواهند شد؟! مسلما پاسخ به اين سوال منفي است ، زيرا از يك طرف در صورت وجود كارخانه و مراكز اشتغال نه تنها تعداد زيادي از افراد از روي آوردن به دستفروشي و شغلهاي كاذب روي گردان مي شوند ، بلكه تعداد زيادي از افراد جوياي كار، به طور غيرمستقيم شاغل مي شوند.
2) اصلاح چهره و ماهيات ستاد اجرائيات. معمولاً هر يك از مامورين اجرائيات آينه تمام نماي اداره و سازمان متبوعه خود هستند و خوب بودن ايشان باعث نشان داده شدن چهره خوب و قابل قبولي از سازمان مذكور مي شود و بالعكس اين امر هم ممكن خواهد بود و بهتر است كه در گزينش ماموران اجرائيات از نظر رفتار و برخورد با دستفروشان و بازاريان و... تجديد نظر گردد. و با ماموران خاطي و بددرفتار ستاد به نحوي جدي برخورد كنند كه اين امر محتاج درايت ، دلسوزي مسئولين مربوطه مي باشد.
ادامه مطلب
[ : مجتمع پتروشيمي کرمانشاه میراث خاتمی : شهسوار بسطامی
احمدي نژاد درطي سفري کوتاه به کرمانشاه مجتمع پتروشيمي اين شهر را افتتاح نمود که در واقع سه سال پيش توسط دولت وقت(خاتمي) افتتاح گرديده بود اين مجتمع که تأثير بسزايي دراقتصاد واشتغال در کرمانشاه دارد مديون استاندار وقت،مهندس مقيمي و نگاه وزير نفت دولت خاتمي مهندس زنگنه بود.
مي توان گفت که مجتمع پتروشيمي وراه آهن غرب ميراث دولت خاتمي دراستان کرمانشاه به حساب مي آيدو شتاب توسعه رادرکرمانشاه تا حدودي تسريع نمود احمدي نژاد که در افتتاح دوم اين مجتمع حضوريافت خواهان واگذاري صددرصد سهام اين مجتمع به مردم بوددر حالي که بالغ بر60درصد از سهام به وزرات رفاه تعلق دارد ومردم کمتر از40 درصد از سهام آن را دارا مي باشند رئيس جمهور که درسخنان خويش لزوم توجه هر چه بيشتر به کرمانشاه بيان نمود آيا هنوزازکارنامه اقتصادي متوليان خويش دراستان کرمانشاه اطلاع دارد وعملکردآنها رادرطول اين سه سال بررسي نموده است وآيا طرح و مجتمع ويا پروژه اي به قدوقواره ي اين مجتمع ويا راه آهن غرب توسط مسئولين استان پيشنهاد شده است هرچه قدر زمان از تصدي مسئولين دولت نهم دراستان کرمانشاه مي گذرد خطاي مديريتي اقتصادي آنها بيشتر هويدا مي گردد و تنها پروژه هاي بزرگي که مي توانند آهنگ توسعه رادراستان کرمانشاه شتاب بيشتري ببخشند متاسفانه با سهل انگاري نمايندگان وقت ومسئولين اجرايي دراستان کرمانشاه به ورطه ي فراموشي سپرده شد که اهم آن پروژه هارا مي توان چنين برشمرد:
1-پروژه راه آهن غرب که در طول چهار سال گذشته نمود عيني در حوزه ي راه اندازي و اجرايي به خود نگرفته است ودر طول اين چهار سال65 ميليارد ريال به آن اختصاص يافته بودولي با عدم چانه زني نمايندگان وقت که بايد بودجه اي بالغ بر800 ميليارد ريال برآن تعلق گيرد متاسفانه در زمان بودجه ريزي در کشور به فراموشي سپرده شده است وبه قول مدير راه آهن کشور ازتعطيلي اين پروژه تا 20 سال آتي خبر مي دهد.
2-پروژه سد سازي:سدسازي که درواقع يکي از مهمترين بخش هاي زير بنايي اقتصاد درکرمانشاه و يکي از ارکان مهم توسعه دريک کشور ويک منطقه به حساب مي آيد و براساس طرح آمايش کرمانشاه بايد به يکي از قطب هاي مهم کشور در بخش کشاورزي درآيد نياز آن را مي طلبد که با مهار آبهاي سطحي و جلوگيري از آن به کشور همسايه بتوان آهنگ توسعه رادرکرمانشاه شتاب فوق العاده اي بخشيد ودرزمان ترک نژاد روند اجرايي سدسازي سرعت فوق العاده اي داشت اما با روي کار آمدن دولت نهم پروژه هاي سدسازي دراستان کرمانشاه به کندي صورت مي پذيرد و خبرهاي نگران کننده حاکي ازآن است بعضي از پروژه هاي سدسازي درآينده اي نزديک به حالت تعطيل درآمده وروند اجرايي سدسيروان وتنگه حمام به کندي صورت مي پذيرد و درحالي که امسال ما با بحران خشکسالي روبه رو بوديم و احداث سدها مي توانست خسارات ناشي از اين بحران را به حداقل رساند.
3-صنعت توريسم:استان کرمانشاه با توجه به آنکه کلکسيوني از تمدن ايران به حساب مي آيد واز نظرتنوع آب وهوايي ومناظر طبيعي وتاريخي در ايران و چه بسا درآسيا بي نظير است.متاسفانه تا کنون ازسوي دولت سرمايه گذاري عمده اي در خصوص جذب توريست صورت نپذيرفته وبرنامه اي مدون دراين خصوص لحاظ نگرديده است وحتي به بخش هاي خصوصي اين امکان وفرصت داده نشده که بتواند دراين حوزه فعاليت وسرمايه گذاري بنمايند.
4-حاشيه نشيني :امروزه با نگاهي اجمالي به شهر کرمانشاه مي توان شاهد فقردرمناطق جعفرآباد ،رشيدي،شهرک صادقيه ،چمن، دره دراز،چال بزگيرها،دولت آباد، قلعه کهنه،حکمت آباد و قسمتي از شهرک ظفر بود تنها چيزي که مي توان به عنوان پيامدي نازيبا وتلخ دراين مناطق چهره خودرانشان دهد فقر است و خشکسالي امسال وازبين رفتن محصولات کشاورزي بستري براي روستائيان فراهم مي کند که به حاشيه هاي شهر کرمانشاه بيايند زيرا چيزي ندارند کوله بارشان رابر مي دارند .حاشيه نشيني که با مفاهيمي چون زاغه نشيني و آلونک نشيني به کاربرده مي شود از لحاظ فرهنگي انزوا طلبي ،احساس غريبه بودن و بيگانگي از لحاظ رواني پريشاني و تقديرگرايي از لحاظ اقتصادي فقر، اشتغال در بخش غير رسمي و بي ثباتي شغلي از لحاظ بهداشتي فقدان يا نارسايي نظام خدمات بهداشتي –درماني که همگي معضلات فراواني هستند فراروي شهر کرمانشاه دراين سه سال طرحي براي سروسامان دادن به اين وضعيت ازسوي دولت نهم ديده نشده است.
5- ميادين مين: متاسفانه در نوار مرزي يکي از مهمترين مشکلاتي که مردم مرز نشين با آن روبه رويند وهزينه هاي گزافي دراين راستا پرداخت نموده اند و بعضي اوقات منجر به حوادث ناگواري در منطقه مرزي مي شود وجود مين هاي کاشته شده در طول هشت سال جنگ تحميلي بوده است که تاکنون عزم ملي براي پاکسازي ميادين مين ازسوي دولت ديده نشده واگرهم کاري صورت گرفته جوابگو نبوده و اجازه ورود بخش خصوصي ويا کمک از سازمانهاي بين المللي در اين خصوص که همين امر موجب شده است که روند پاکسازي مين ها درمناطق مرزي به کندي صورت پذيرد و اهمال وسستي دراين زمينه فراوان است .
6- مشکلات روستايي: بعد از گذشت سه دهه از انقلاب متاسفانه برخي از روستاهاي اين استان ازنعمت آب آشاميدني وراه آسفالت ويا شوسه برخوردار نيستند که مي توان به بخش هايي از بزمير آباد سرپل و ازگله ثلاث وجلالوند و عثمانوند سرفيروزآباد را نام برد و از لحاظ امکانات بهداشتي برق و تلفن که مشکلاتي فراواني فراروي اين قشر توليد کننده وجوددارد که هنوز درراستاي اين مشکلات دولت تمهيداتي نينديشيده است .
ادامه مطلب
[ ::::: تازه های سینمای خانگی ::: عارف محمدی
کارگردان: محمد حسین لطیفی
نویسنده: پیمان عباسی
مدیر فیلمبرداری: محمدرضا سکوت
تدوین: کاوه ایمانی
موسیقی: کارن همایونفر
بازیگران: محمدرضا گلزار، باران کوثری، رضا عطاران، نیوشا ضیغمی، بهاره رهنما، مجید یاسر، لیدا عباسی، احمد پور مخبر
رضا گلزار که ستاره ی محبوب جوان ها در سینماست، به تازگی با درخواست همسرش سیمین و به رغم علاقه ای که هنوز میان آنها وجود دارد، از هم جدا شده اند. برادر سیمین، عطا که دوست رضاست و کلیدهای متعدد خانه را دارد، همچنان رابطه اش را حفظ کرده و رفت وآمد می کند و در عین حال برای سیمین هم خبر می برد. دوستان سیمین هم به نوعی درگیر ماجرا یند. دختر جوانی که نام او هم سیمین است و از بستگان همسایه پیر طبقه ی بالا است از فرنگ سر می رسد. زن و شوهر پیر همسایه برای شرکت در یک مراسم ختم خانه شان را ترک می کنندو مهمان از فرنگ آمده را به گلزار می سپارند. رفتار دختر به خاطر فرهنگ متفاوتی که در آن رشد کرده صمیمانه تر از حد متعارف است. همسر گلزار از این مسئله با خبر می شود و به بهانه های مختلف سرزده وارد خانه گلزار می شود. سیمین از فرنگ آمده وقتی به حساسیت ماجرا پی میبرد در پی یک اتفاق ناگهانی برای همسر گلزار تصمیم می گیرد با او همکاری کند تا این دو با هم آشتی کنند...
پدیده ای به نام گلزار...
قبل از اینکه فیلم توفیق اجباری اکران شود کلیپ کوتاهی از فیلم در سایتهای اینترنتی در دسترس بازدید کنندگان قرار گرفت. وقتی کلیپ را دیدم یقینا می دانستم که با توجه به سوژه فیلم و دو بازیگر اصلی آن با یک فیلم پر فروش دیگر در این ایام بی رونق سینمای ایران روبرو خواهیم بود. توفیق اجباری در یک جمله فیلم بسیار ضعیف و شتابزده ای است. گویا محمد حسین لطیفی پس از ساخت فیلم جنگی روز سوم و شرایط حادی که گذرانده بوده تصمیم گرفته یک استراحت کوتاهی کرده و در عین حال فیلمی هم ساخته باشد که از موقعیتهای به دست آمده کمال استفاده را برده باشد.
البته لطیفی مقصر نیست . او که ادعایی ندارد. تعدادی فیلم در ژانرهای مختلف ساخته که به هرحال به غیر از روز سوم بقیه موفقیتی نسبی از لحاظ گیشه داشتند و خوب این هم یک تجربه دیگر اما پر منفعت برایش بوده.(البته نه صرفا از لحاظ مالی چون که تهیه کننده کس دیگری است). در سینمایی که فیلمسازان مقتدر و خوشنامش در ورطه فیلم سازی صرفا تجاری به سبک فیلمفارسی های سابق یا شبیه به ملودرامهای هندی می افتند دیگر از فیلمسازان بی ادعا چه توقع؟
توفیق اجباری چیزی شبیه به طنزهای شبانه عطاران یا مهران مدیری است البته با فرم و شکل سینمایی اش. فیلمی که می توانست با این سوژه جذاب همیشگی برای عموم مردم و سر و گوش آب دادن به زندگی خصوصی یک سوپر استار به اثری قابل توجهتبدیل شود، فیلمی بی محتوا و بی مزه و بسیار کلیشه ای و بی منطق از آب در آمده است. من هنوز هم خوابگاه دختران را هم به خاطر فیلمنامه نسبتا جذاب ایرج طهماسب به لحاظ تجربه ای متفاوت در سینمای ایران ودر ژانر وحشت و هم به خاطر کارگردانی اش بهترین اثر محمد حسین لطیفی در کارنامه اش می دانم. توفیق اجباری جایی برای نقد و بررسی کاوشگرانه به جا نمی گذارد چراکه فیلم از پایه سست و لرزان است. و اگر چند صحنه مزه پرانی های عطاران یا پور مخبر را حذف کنیم چیز دیگری از فیلم باقی نمی ماند. تکلیف محمدرضا گلزار که از ابتدا روشن است. تمام فیلم یک طرف و او یک طرف. چرا که اصلا فیلم روی پاشنه او می چرخد. تمام جذابت فیلمو استقبالی که از آن شده به خاطر اسم گلزار و سوژه آنست که عامه مردم را برای دیدن زندگی یک سوپر استار ترغیب کرده اگرچه می دانند که باز هم با گلزار هنرپیشه روبرو هستند و نه گلزار در زندگی واقعی اش. یعنی به نوعی فیلم در فیلم.
باران کوثری به شدت با آثار قبلی اش چون بازنده، دایره زنگی و خون بازی متفاوت است و خیلی ضعیف ظاهر شده. اینجا تفاوت بازیگری چون فاطمه معتمد آریا را که در ضعیف ترین فیلمها نیز خودش را برجسته میکند با بازیگران جوان و تازه کاری چون باران در شرایط مشابه را می توان مشاهده کرد. با دیدن توفیق اجباری و داشتن چنین سوژه ای به یاد دو فیلم با همین موضوع افتادم. یکی در امتداد شب ساخته پرویز صیاد و با بازی گوگوش که آنهم به زندگی پشت پرده یک آوازه خوان و بازیگر محبوب مردم می پرداخت و دیگری هنرپیشه ساخته محسن مخملبافو با بازی اکبر عبدی که به روایتی زندگی خود عبدی نیز بود. این دو اثر هرکدام به گونه ای دارای ارزشهای خاص خود در پرداختن به موضوعی چنین جذاب بودند و کماکان نیز بسیاری از علاقمندان به تماشای دو باره آنها می نشینند اما توفیق اجباری فیلمی است که پس از یکبار تماشا از یاد خواهد رفت. در انتها با توجه به فروش میلیاردی توفیق اجباری علیرغم ضعیف بودن آن باید به دو نکته اشاره کرد. یکی اینکه سطح سلیقه مردم بسیار تنزل کرده و دیگر این که چه بخواهیم و چه نخواهیم و چه گلزار را یک بازیگر کم استعداد بخوانیم او به یک پدیده در سینمای ایران تبدیل شده است. حال چه از سوی کارگردان تجاری سازی مثل ایرج قادری و به طور اتفاقی پا به عرصه سینما گذاشته باشد. چه در فیلمی بسیار حرفه ایو دلنشین چون بوتیک و در نقشی متفاوتظاهر شده باشد و چه در فیلمپر فروشی چون آتش بس و با فیلمساز پر هیاهویی چون تهمینه میلانی کار کرده باشد. گلزار از لحاظ موفقیت و پر کاری معادل زنده یاد رضا بیک ایمانوردی در سینمای قبل از انقلاب است که به قول خودش هر تهیه کننده ای که زودتر در خانه شان می رفت قرارداد را هم زودتر می بست!
چهار انگشتی
نویسنده و کارگردان: سعید سهیلی
مدیر فیلمبرداری: محمد تقی پاک سیما
تدوین: کاوه ایمانی
موسیقی: کیوان هنرمند
بازیگران: بهرام رادان، اندیشه فولاد وند، لیلا اوتادی، طناز طباطبایی، جمشید هاشم پور...
جوانی شهرستانی به نام فواد که با قطار برای کار به تهران می رود، در راه با دختری جوان به نام سولماز آشنا می شود. سولماز دانشجویی است که به خاطر کشته شدن برادرش که یک پلیس بوده عازم تهران است. فواد در این مسیر به سولماز علاقه مند می شود و پس از رسیدن به تهران و مستقر شدن نزد دوستش منوچهرکه مغازه موتور سازی دارد، سعی در ارتباط برقرار کردن با سولماز می کند. سولماز به واسطه دایی خود که یکی از فرماندهان نیروی انتظامی است فواد را به استخدام نیروی انتظامی در می آورد. به موازات این قصه، فرزاد را می بینیم که او نیز جوانی شهرستانی است و برای کار در تهران به راه آهن آمده اما دیر میرسد و قطار می رود. او زمانی که منتظر قطار بعدی است با فتانه آشنا می شود. فتانه جزو یک باند قاچاق است که رهبری آن به عهده فردی ملقب به دکتر است. فتانه فرزاد را با وعده پول و زندگی خوب جذب گروهش می کند و چون خودشمی خواهد از دکتر جدا شود، فرزاد را وادار می کند تا دکتر را از بین ببرد و خودش از کشور خارج می شود. دکتر که از موضوع مطلع می شود او را معتاد و حقیر میکند و فتانه را نیز پس از بازگشت به ایران می کشد. از طرف دیگر فواد که حالا مامور نیروی انتظامی شده پرونده قتل ناصر برادر سولماز را به عهده می گیرد...
بدو لولا بدو به روایت سعید سهیلی
حاگر فیلمهایی چون درهای متغیر ساخته پیتر هوت یا بدو لولا بدو کار ارزشمند تام تیکور را دیده باشید از همان دقایق اول فیلم به گونه ای شباهتهایی بین چهار انگشتی و دو فیلم یاد شده خواهید دید. اما این فقط یک مقایسه موضوعی است چرا که با پیش رفتن فیلم سهیلی و با پایان یافتن آن بی شک خود را از مقایسه چنین اثری با فیلمی چون ران لولا ران توبیخ خواهید کرد. به هر حال من هیچگاه در مقام مقایسه آنچه در سینمای ایران می گذرد با دنیای غرب بر نیامده ا م چرا که هر هنری جایگاه و شرایط خاص خود را دارد. اما سعید سهیلی نیز خود داستانی دارد . او هم به نوعی یک پدیده است. طی ده سال گذشته حدود هشت فیلم ساخته که یکی از یکی ضعیف تر بوده و در گیشه هم هیچ موفقیتی به همراه نداشته است. اما جالب اینکه فیلمسازی اش متوقف نشده است. کدام تهیه کننده ای حاضر است برای یک فیلمساز شکست خورده سرمایه گذاری کند . من اولین بار با فیلممردی شبیه باران با نام او آشنا شدم. فیلمی که به هیچ وجه مرا جذب نکرد. اما بعد از دیدن فیلمهای دیگری از این فیلمساز مثل :
سهراب، غوغا، شب برهنه و تارا و تب توت فرنگیبه ارزشهای آن فیلم بیشتر پی بردم! چهار انگشتی از آن فیلمهایی است که بیشتر مردم با دیدن آن یا گیج شده اند و سر در نیاورده اند که چی به چی است و یا اینکه به اصل موضوع پی برده اند و در نهایت با تعجب پرسیده اند: خوب که چی؟! برای آگاهی آن دسته از علاقمندان به سینمای ایران که از موضوع این فیلم چیزی عایدشان نشده باید به طور مختصر بگویم که قصه فیلم درباره قضیه خیر و شر است. دو تا بهرام رادان در فیلم داریم. یکی فواد که مثبت استوخیرو دیگری فرزاد که منفی است و شر. فرزاد اول قصه وقتی قرار است به راه آهن برود به خاطر عجله ای که برای رسیدن به قطار دارد از زیر قرآن رد نمی شود و سرنوشت بدی هم پیدا می کند. اما فواد از زیر قرآن رد می شود و آخرش هم عاقبت به خیر می شود. حالا آقای سهیلی آمده و تحت تاثیر ساختارهای آثاری مثل: باشگاه رزم (دیوید فینچر) و یا ممنتو و جاده مالهلند که روایتی بسیار پیچیده و دیر هضم دارند فیلمی ساخته که اگرچه در برخی سکانسها قابلیتهای بصری خوبی نسبت به آثار قبلی اش دارد اما در مجموع ضعیف و نچسب در آمده است. تمایز دو شخصیت خیر و شر واقعا دشوار است. چرا که تماشاگر هر دو رادانها را دوست دارد. اصلا رادان به خاطر فیزیک و شخصیت خاصش مناسب بازی در نقشهای منفی نیست. به همین خاطر در این فیلم نیز هر جنایتی هم که می کند انگار نه انگار که با آن شخصیت مثبت اش در نقش یک پلیس متعهد تفاوتی دارد. به هر حال سهیلی با توجه به امکاناتی که برای ساخت حد اقل یک فیلم در سال دارد جا برای آزمون و خطا بسیار دارد و در آینده چه بسا بتواند آثاری چون باشگاه رزم را از نوع ایرانی اش به شکل حرفه ای تری حتی خلق کند.
ادامه مطلب
