پنجشنبه, اسفند ۱۷, ۱۳۹۱
سخنی با استاندار جدید کرمانشاه
داوود امامی - اين روزها تغييراستاندار شايد مهمترين خبري است كه استان با آن مواجه است . هاشمی به یکباره کنار گذاشته شد و دمیاد بعنوان دومین استاندار بومی راهی ساختمان سفید رنگ استانداری شد . ضمن تقدیر از زحمات چندساله اخیر مهندس سید دادوش هاشمی که در برخی از پروژه ها باعث تسریع در امور شد این منصب را که فرصتی عظیم جهت خدمت به مردمی محروم برای حاج حجت الله دمیاد میدانم تبریک عرض مینمایم و نکاتی را در این باب با کسب اجازه از صاحب نظران محترم استان ذکر مینمایم :
جناب آقای دمیاد ، فرزند لایق کرمانشاهی و استاندار امروز استان شما به خوبی میدانید که دیار کرمانشاه از لحاظ محرومیت، در زمره محروم ترین استانهای کشور است و در جدیدترین آمار ارائه شده از سوی مرکز آمار ایران ، کرمانشاه بر قله بیکاری کشور جای گرفته و این در حالیست که بسیاری از جوانان تحصیل کرده این دیار برای یافتن شغل های ولو بسیار پایین، راهی دیار غربت شده و رنج های بسیاری را بر خود و خانواده تحمیل می کنند.
مشکلات کرمانشاه اعم از اشتغال جوانان، پروژه های نیمه کاره ، کندی در اجرای راه آهن، عدم توجه جدی به اصلاح و توسعه راه های مواصلاتی، زیبا سازی ورودی و درونی شهرها و ... علاوه بر تزریق بودجه های کارشناسی و دقیق، به مدیریتی صحیح، پیگیر و خستگی ناپذیر و کارآمد نیاز دارد که امروز از شما بعنوان یک مدیر بومی بیشتر از سایر استانداران انتظار میرود رفع گردد زیرا شما از قبل بر امور واقف هستید .
البته این را هم عرض نمایم که انتظار معجزه از شما نداریم اما این انتظار از کسی که سابقه چندین ساله در دولت های نهم و دهم را دارد و چندسالی است که در وزارت کشور و نهاد ریاست جمهوری پست های مهمی را عهده دار شده است، می رود که با مدیریتی نو و استفاده از افراد کارآمد و فعال و بدور از شعار زدگی و سیاسی کاری استان را در مسیر توسعه و ترقی قرار دهید .
از آن جا که رونق و پیشرفت استان که به نوعی توسعه و پیشرفت کشور را به دنبال دارد خواست قلبی و رسالت سنگین ما اهالی مطبوعات است مناسب می دانم در بدو حضور شما معروض گردم ، استان کرمانشاه از ذخایر ارزشمندی برخوردار است که مهم ترین آن ها منابع انسانی است. میزان باسوادی و تعداد دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاهی، تعداد و حجم مطبوعات محلی و رسانه های مجازی ظرفیت و پتانسیل بالایی ایجاد کرده است که می تواند بالقوه برای هر مدیر و مسئولی در استان فرصت یا تهدید جدی باشد.
آقای استاندار ، در بین قشر فرهیخته رسانه به ویژه روزنامه نگاران و نویسندگان مطبوعات محلی استان افراد شریف، دلسوز، آگاه و متعهد کم نیست، آن ها را چشم و گوش خود قرار دهید؛ آن وقت خواهید دید همین توجه و التفات چه نیروی سحرانگیزی در فضای توسعه و پیشرفت استان کرمانشاه خواهد گشود.
آقای استاندار! بپذیرید روزنامه نگاران و نویسندگان در اینجا باغ و ویلا ندارند، اتومبیل های لوکس و گران قیمت که رنگ چشم ها را مبهوت تماشای خود می کند، ندارند. اهالی مطبوعات ما غالبا از هیچ مدیر و مسئولی چشم داشت شخصی و نفع فردی نخواسته و نبرده اند. آن ها از وسایل و امکانات بیت المال یا هیچ بهره ای نداشته یا کمترین را دارند. با این وجود دغدغه ای بزرگ روح و جان آن ها را آرام نمی گذارد و آن هم توسعه، پیشرفت و تامین رفاه و عدالت اجتماعی جامعه است. بیایید در نیل به این مقصود در کنار اهالی مطبوعات باشید، آن ها را از خود نرانید بلکه آن ها را از خود بدانید. فرمانداران و بخشداران و مدیران ادارات را ملزم به پاسخگویی به افکار عمومی نمایید. می توانید کمیته ای برای رصد کردن انتقادات، پیشنهادات و دل مشغولی اهالی مطبوعات تعیین کنید.
با وجود این که ما شما را بومی استان به حساب می آوریم اما از بین بزرگان و پیشکسوتان برای خود مشاورانی امین برگزینید تا شما را در این مهم یاری رسانند.
مشکلات فراوان اقتصادی،اجتماعی و... گریبان مردم استان را سالهاست گرفته که صد البته در دولت نهم و دهم تلاشهای زیادی صورت گرفته است و در خصوص سایر مشکلات با چاره اندیشی مسئولان عالی استان می توان این مشکلات را رفع یا کم تر نمود.
ابتدا متذکر می شوم پروژه های عمرانی و توسعه ای زیادی در استان نیمه کار و ناقص مانده اند که امیدواریم در این خصوص با همراهی مردم و دولت خدمتگزار نسیبت به پیگیری و اتمام آنها بیش از پیش اقدام گردد نظیر پروژه های مسکن مهر که مردم از شنیدن جواب های تکراری امروز و فردای تعاونیها به ستوه آمده اند . از این تعاونی ها بخواهید و نیز به شما پیشنهاد میکنم در بحث مسکن مهر دستورات لازم را در زمینه تحقیق و تفحص مبذول فرمایید .
همچنین در زمینه کشاورزی بسیاری از مردم چشم انتظار حمایت بیش از پیش استانداری و در صدر آن دولت خدمتگزار به امر حمایت از کشاوورزی استان هستند هرچند در سال های اخیر اقدامات بسیار خوبی برای حل مشکلات صورت پذیرفته که انصافآ جای تقدیر دارد ولیکن کشاورزی استان نتوانسته اند عملا از این حمایتها بهره مند گردند .
در زمینه صنعت ، به نظر می رسد بخش صنعت استان بسیار بیش از پیش نیاز به حمایت شما مسئولین عزیز دارد. این سخن نفی کارهای خوب قبل نیست بلکه تاکیدی است برای حمایت بیشتر.
استان پتانسیل زیاد و والایی برای جذب توریست و گردشگر دارد. وجود آثار تاریخی بسیار زیاد در استان موید این سخن است. به نظر می رسد با تقویت بنیان ها اساسی جذب توریست در استان می توان از این پتانسیل بالا برای ارتقا سطح اقتصاد استان کرمانشاه استفاده نمود. برای مثال برگزاری جشنواره های فصلی و یا ارائه تسهیلات سفر ،تبلیغات جاذبه های استان در رسانه های ملی و کشوری....
این چند نکته که نگاشته گردید تنها بخشی از انتظارات بوده که از لسان این قلم به جنابعالی عرضه شد. در پایان امیدواریم با شناسایی نقاط ضعف و قوت از سوی شما در کنار مدیریت جامع بر حوزه های عمرانی، خدماتی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی شاهد متعادل سازی و رفع هر گونه کاستی بر مبنای توانایی های استان باشیم و بتوانیم با خیز مناسب در راستای سند چشم انداز و برنامه های تعیین شده پیش رویم تا برخی عقب افتادگی های کرمانشاه همچنان پنهان نماند.
و در پایان این نکته مهم و کلیدی را ذکر میکنم تنها چیزی که برای مسئولان میماند، خدمت صادقانه به مردم است که امروز یکی از دغدغههای اصلی مسئولان نظام مقدس جمهوری اسلامی است .
سهشنبه, اسفند ۱۵, ۱۳۹۱
دادوش در باران رفت، دمياد در بهار آمد
نشریه فال و تماشا : شاهروز احمدی - نمي دانم شما هم همينطور فکر مي کنيد يا نه؟ داستان برکناري غافلگيرانه هاشمي مرا بياد داستان متکي و زيمباوه انداخت با اين تفاوت اينبار نه يک وزير بلکه يک استاندار و مقصد نه زيمباوه بلکه استانبول بود که الحق هر دو سفر خوش نگذشت. زماني هاشمي در استانبول مشغول رايزني، تجارت و سياحت بودند فکر کردم اين سفر آخر استاندار است و بعد از آن از سکانداري به زير خواهد آمد. چون اين سفر نزديک ميلياردي پر از حاشيه هاي خطرناکي بود که مي توانست اشتباه آخر يک استاندار ناموفق از زيرکي باشد.
بنابراين گروه تحريريه آنرا به فال نيک گرفتند و در پي تنظيم تحليل گروه سياسي نشريه در خصوص سفر پرحاشيه استانبول و اخراج نمايندگان و مدافعان هاشمي در کميسيون مجلس با حضور وزير بودند.
خلاصه بعد از تنظيم اين تحليل؛ خبر غافلگير کننده اي پيچيد و ورق سياست برگشت که از سرو صداي استان تا مجلس شانسي در گِل نشست و ستاره اقبال يک استاندار اينچنين خاموش شود بنابراين تيتر اول ما هم با کلمات جديدي در شرايط جديد تغيير پيدا کرد":» دادوش در باران رفت//دمياد در بهار آمد« که در آن مفهوم خاص خود نهفته و پيام خود را به همراه داشته که همانا پيام مردم استان است و آنرا منتقل مي نمايد. . و در اين بازي روزگار شايد درسي نهفته باشد که:» معاونتي آمد و غفوري را آواره کرد تا معاونتي ديگر بيامد و هاشمي را بيچاره کرد«
البته تعبير بد نشود اما اگر در جاده کرمانشاهيان به خاکي نزيم و در مديريت گردوغبار ايجاد نکنيم شايد نه منتقدي پيدا شود و نه معاونت ها هرگز اينچنين ظهور و بروز کنند و فکر کنم حداقل در استان کرمانشاه اين آخرين حلقه گمشده اين بازي سنتي باشد و آنرا به فال نيک مي گيريم.
بعد از حمد و سپاس خداوند و ابراز خرسندي با مردم اين خطه به ميمنت اينکه فرزندي ديگر از اين ديار هميشه استوار سکان هدايت استان را بدست گرفته است؛ آنچه لازم است استاندار آينده اين خطه مهندس حجت الله دمياد که قطعا مي داند و بر اساس نيازهاي اساسي، اورژانسي و قطعي بايستي بر آن همت گمارد اين است که:
1) بازارچه مرزي پرويزخان دروازه تجارت بين المللي و رونق اقتصادي اين استان است نياز است ضمن بررسي هاي لازم، جريانات حاکم بر آن؛ از انحصار اشخاص درآيد.
2) مديران شايسته بومي و نيروهاي ارزشي و توانمند جهت تحول و پيشرفت استانشان به مناصب اصلي و جايگاه در خور مديريت خود گمارده شوند.
3) خانه تکاني معاونين و بعضي زيرمجموعه ها و حتي فرمانداران مصلحتي با کارنامه ضعيف با نظر مشورتي نمايندگان و مشاوران آگاه به مسايل استان انجام شود.
4) پروژه هاي گازرساني قصرشيرين، کانال کشي بتني و غير کارشناسي بيلوار و گاوشان زير نظر و هدايت شرکتهاي بدون صلاحيت فني کارشناسي و حاشيه اي بازرسي وبازنگري شود.
5) خانه تکاني اساسي مديران وارداتي، وضعيت و ناتوان و همچنين پيمانکاران غيربومي که استان را احاطه کرده اند بخاطر هدايت امور سياسي و فرهنگي و عمراني با دلسوزي و خلوص هرچه بيشتر يک ضرورت است.
و تذکر اين خواسته ضروري است که بررسي و پيگيري مسايل ناصواب گذشته استان که خواسته اصلي مردم کرمانشاه است؛ مي طلبد نمايندگان مجلس، اهالي رسانه و منتقدين، مديريت گذشته داشته ماجرا را به گلوگاه تحت قانون براي اجراي عدالت هدايت نمايند.
اميدها بر آنست که هواي کرمانشاه با آمدن مرد بهاري لطيف و تلطيف شود و ايام بکام گردد.
چهارشنبه, اسفند ۰۹, ۱۳۹۱
آثار زندهیاد ثاقبفر نشان از عشق وی به ایرانزمین است
نشست «ایران ورجاوند» با موضوع نقد و بررسی آثار زندهیاد استاد مرتضی ثاقبفر، سهشنبه (8 اسفندماه) در تالار باستانیپاریزی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران برگزار شد. در این مراسم استادان به بررسی کتابهای ثاقبفر و تبيین آرا و نظر وی در حوزههای تاریخ ایران باستان، اسطوره، هویت ایرانی و مساله ملیت در ایران پرداختند.-
به گزارش کرمانشاه پست به نقل از خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشست «ایران ورجاوند» با سخنرانی حسن رضایی باغبیدی، مدیرگروه فرهنگ و زبانهای باستانی دانشگاه تهران، حمید احمدی، استاد حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، احسان هوشمند، کارشناس و پژوهشگر مسایل قومی و با دبیری مسعود لقمان، پژوهشگر و روزنامهنگار از سوی انجمن علمی باستانشناسی دانشگاه تهران در تالار باستانیپاریزی دانشکده ادبیات و علوم انسانی برگزار شد.
در این نشست حسن رضایی باغبیدی با گرامیداشت یاد و خاطره ثاقبفر اظهار کرد: وی عشق و علاقه بسیاری به تاریخ و فرهنگ ایران باستان داشت و کتابهایی که تالیف و ترجمه کرد، همگی نشان از آن دارند. این آثار به دوره ایران باستان و بهویژه دوره هخامنشی اختصاص دارند.
وی با اشاره به کتاب «دین مهر در جهان باستان» نوشته ثاقبفر به سخنرانی با موضوع «نویافتههای کتیبه بیستون» پرداخت و گفت: کتیبه بیستون که بزرگترین سنگنوشته دنیاست و به لحاظ تاریخی و باستانشناسی اهمیت بسیاری دارد، بهدستور داریوش هخامنشی کنده شد. این اثر به داستان چگونگی برتختنشینی داریوش و سرکوب آشوبها و شورشیان پرداخته است.
این استاد دانشگاه با اشاره به داستان زندگی داریوش هخامنشی افزود: داریوش در سال 550 پیش از میلاد متولد شد و در 28 سالگی به پادشاهی رسید. براساس کتیبه بیستون و نقل هردوت، تاریخنگار یونانی، پس از کوروش، کمبوجیه به پادشاهی رسید و برادرش بردیا را برای جلوگیری از ادعای جانشینی بهقتل رساند. هنگامی که برای فتح مصر به آن کشور لشکرکشی کرد، فردی بهنام گئوماته که شباهت زیادی با بردیا داشت ادعای پادشاهی میکند.
این پژوهشگر ادامه داد: در این هنگام، دایوش با همکاری چند تن از بزرگان هخامنشی، پس از مرگ مشکوک کمبوجیه در مصر، گئوماته را بهقتل میرسانند و با حمایت سران هخامنشی بهتخت مینشیند. همزمان با این مساله، آشوبهای بسیاری در سراسر ایران رخ میدهد و کتیبه بیستون چگونگی سرکوب و دستگیری این شورشیان را شرح میدهد.
عضو هیات علمی دانشگاه تهران بیان کرد: کتیبه بیستون به سه زبان، ایلامی در سمت راست و ترجمه متن ایلامی، به گویش بابلی (در زبان آکدی) در سمت چپ، همچنین زبان فارسی باستان در پایین کتیبه نوشته شده است اما این ترجمهها تفاوتهایی نیز با هم دارند.
وی اظهار کرد: نوشته فارسی کتیبه بعدها به آن افزوده شده و در سمت راست کتیبه نیز یک شورشی از سکاهای تیزخود (بهدلیل کلاهخودهایی که بر سر میگذاشتند، به این نام خوانده میشدند) که در سالهای دوم و سوم سلطنت داریوش دست به شورش میزنند در زنجیر تصویر شده است.
رضایی باغبیدی بیان کرد: برای افزوده شدن نقش سکایی به این کتیبه بخشی از تحریر ایلامی آن صاف شد و پس از آن دوباره در پایین خط ایلامی افزوده شد. باستانشناسان بسیاری تلاش کردند تا نوشتههای این کتیبه را بخوانند. در بابل و مصر نیز کتیبه و پاپیروسهایی پیدا شدند که با نوشتههای این کتیبه مطابقت دارند. پرسشهای بسیاری درباره این کتیبه و موارد مشابه آن بهوجود آمد که پاسخهایی برای آنها داده شده است.
این استاد با اشاره به سوالهای باستانشناسان افزود: برخی معتقدند که متن به زبان آرامی نوشته شده و روی پوست به دست حکاک کتیبه داده شده تا آن را حک کند. از سوی دیگر بسیاری معتقدند که نوشتن فارسی به خط آرامی غیرممکن بوده است. شواهدی که از نقش رستم بهدست آمد، چند واژه فارسی باستان را نشان میدهد که به خط آرامی نوشته شدهاند و این مساله را رد میکند. باستانشناسان بسیاری خط میخی را اختراع این دوره و بهدستور داریوش هخامنشی میدانند.
مدیرگروه فرهنگ و زبانهای باستانی دانشگاه تهران با اشاره به نظریههای دانشمندان این حوزهها درباره یافتههای بهدست آمده از بیستون گفت: دو موضوع اساسی در کتیبه بیستون وجود دارد. نخست آنکه ترجمه واژهها «نامونافه» بهمعنای شجرهنامه است و «هودا» نیز معنای خودنهاد یا ویژگیهای شخصیتی دارد.
رضایی باغبیدی در پایان بیان کرد: داریوش، همانگونه که در کتیبههای بنای مقبرهاش نیز دیده میشود دستور داد تا علاوه بر داستان سرکوب شورشها، شجرهنامه و ویژگیهای شخصیتیاش را به سرزمینهای تحت فرمانش ببرند و نکته دیگر اینکه با وجود تایید این مساله که داریوششاه دستور ابداع خط فارسی باستان را داده است، با اینحال، هیچ سرنخی از این مساله را نمیتوان در کتیبه بیستون بهدست آورد.
ترجمههای ثاقبفر به زنده نگهداشتن تاریخ ایران کمک کرد
حمید احمدی سخنرانی بعدی این مراسم با اشاره به کتاب «شاهنامه فردوسی و فلسفه تاريخ ايران» نوشته ثاقبفر، درباره موضوع «اساطیر و هویت ایرانی» سخن گفت و اظهار کرد: در تاریخ ایران باستان دو تفسیر سنتی و مدرن وجود دارد. در تفسیر سنتی، چهار دوره پیشدادیان، کیانیان، اشکانیان و ساسانیان قابل شناسایی است که دو دوره نخست اسطورهای و دو دوره دیگر تاریخی است.
وی گفت: از سوی دیگر تفسیر مدرن که از دوره قاجار و پس از آن مطرح میشود، مادها و هخامنشیان سر از تاریخ ایران باستان برمیآورند. از این دوره به بعد، تلاشهای بسیاری برای تطبیقسازی پیشدادیان و کیانیان با مادها و هخامنشیان صورت میگیرد.
استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران ادامه داد: مساله مهم که در حال حاضر با آن روبهروییم، غوغای جهانی شدن و هجوم وسایل ارتباط جمعی و فرهنگهای غیرایرانی است. پس از اسلام نیز در ایران، چنین مسایلی مطرح شد و دانشمندان برجسته آن دوران تلاش کردند با ترجمه متنهای ایرانی به عربی، جلو از میان رفتن آنها را بگیرند. این مساله که ناشی از سلطه سیاسی آن دوران بود، باعث شد تا میراث ایرانی به نسلهای آینده انتقال پیدا کند.
این پژوهشگر حوزه علوم سیاسی با اشاره به هژمونی فرهنگ و دین در دوران ورود اسلام به ایران افزود: افرادی مانند ابنمقفع از نخستین کسانی بهشمار میروند که با ترجمه آثار ایرانی به عربی این نهضت را آغاز کردند. «خداینامه»، « التاج فی سيره انوشروان» و «نامه تنسر» از نخستین ترجمههاست. پس از این مرحله اعرابی نیز که جذب فرهنگ ایران شده بودند، نوشتن تاریخ ایران را آغاز میکنند و بهویژه بخشهای اسطورهای ایران را بار دیگر زنده میکنند. این تاثیر بهحدی است که طبری برای نوشتن تاریخ ایران به آنها استناد میکند. ابنندیم، ثعالبی، محمد بن المثنی و سیف بن عمر از این دستهاند.
عضو هیات علمی دانشگاه تهران بیان کرد: تاریخ ایران تا پیش از اسلام شفاهی بود و برای محفوظ ماندن، نیاز به مکتوب شدن داشت. بسیاری میاندیشند که فردوسی نخستین کسی است که دست به نوشتن این تاریخ زد، در حالیکه پیش از وی افرادی مانند رودکی در شعرهایش به تاریخ ایران پرداخته است.
وی توضیح داد: عنصر معنوی که دین اسلام به ایران وارد کرد باعث شد تا تفسیرهای تاریخی با دیدگاه دینی پیوند بخورد و بهطور مثال هنگامی که در قرآن مساله آفرینش و حضرت آدم(ع) مطرح میشود، آن را با کیومرث همسو میدانند. همین امر باعث شد تا برخلاف مصر و دیگر کشورهایی که اسلام به آنها وارد شد، فرهنگ و اسطورههای ایرانی حفظ شوند.
احمدی با اشاره به آثار ترجمه و تالیفی زندهیاد ثاقبفر گفت: چهار گروه نقش مهمی در زنده نگه داشتن میراث ایران داشتند. مترجمان مانند ابنمقفع، تاریخنگاران مانند طبری، شاعران که بیشترین بازتابدهنده میراث اسطورهای ایران بهشمار میروند. همچنین گروهی از روحانیان نیز نقش بسیاری مهمی در انتقال فرهنگ ایران در دورههای تاریخی بهویژه پس از ورود اعراب و حمله مغولان به ایران داشتند. زندهیاد ثاقبفر نیز با ترجمههایی که انجام داد در راستای این رسالت گام برداشت.
استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران اظهار کرد: متاسفانه آثاری مانند «گرشاسبنامه» مهجور ماندهاند در حالیکه بخش بسیاری از تاریخ اسطورهای ایران را دربردارند. همچنین رستم بهعنوان چهرهای اسطورهای در اشعار دیگر شاعران ایران از رودکی تا فردوسی حضور همیشگی دارد.
این پژوهشگر بیان کرد: در دوره معاصر نیز ابوالقاسم انجوی شیرازی از مردم خواست تا به معرفی فردوسی و رستم بپردازند که با استقبال بسیاری روبهرو شد و دو کتاب «مردم و شاهنامه» و «مردم و فردوسی» نتیجه این پژوهش وی بهشمار میروند. این درهمتنیدگی دین در اسطوره ایرانی باعث شده تا در شعر برخی شاعران رستم و حضرت علی(ع) در کنار یکدیگر قرار بگیرند.
عضو هیات علمی دانشگاه تهران در پایان افزود: چالش بزرگ این روزگار، جهانی شدن است و این باعث شده تا نسل جدید بسیاری مسایل را به فراموشی بسپارند. باید به تاریخ و اسطورههایی که از پس سدههای بسیار به ما رسیده است، توجه کنیم. متاسفانه در کتابهای آموزشی خبری از این آموزهها نیست و امیدوارم بازسازی فرهنگی ایران دوباره از نو رخ دهد.
هوشمندي ثاقبفر در مساله مليت
احسان هوشمند، آخرین سخنران نشست «ایران ورجاوند» با گرامیداشت یاد و خاطره زندهیاد ثاقبفر به ارایه سخنانش با موضوع «پیشگفتاری بر شناخت اقوام ایرانی» پرداخت و گفت: ثاقبفر در مقاله «ناسیونالیست ایرانی و مساله ملیت در ایران» که در کتاب مجموعه مقالاتش با نام «بنبستهای جامعهشناسی» منتشر شد، بسیار هوشیارانه به بررسی وضعیتی پرداخت که در سالهای پس از آن گریبان همسایگان ایران را گرفت.
کارشناس مسایل قومی با نگاهی به نقشه ایران و توزیع وضعیت و پراکندگی اقوام در ایران اظهار کرد: در سدههای اخیر از حوزه تمدن ایران، بخشهای بسیاری جدا شدند و سیاستهای جداکنندگان آنها بر این اساس بود تا عناصر هویت ایرانی به سرعت پالایش شوند. بهدنبال جنگ جهانی اول و دوم، تحولاتی در منطقه رخ داد که باعث فروپاشی عثمانی شد و بهوجود آمدن کشورهای جدید، اختلافهای تازهای به ارمغان آورد. این مسایل و بهوجودآورندگان آنها، تلاش گستردهای برای از بین بردن عناصر فرهنگی ایران انجام دادند.
وی با اشاره به تغییر کتابهای درسی پس از انقلاب در حوزه علوم انسانی و تاریخ گفت: متاسفانه تغییر کتابها بهویژه در حوزه تاریخ چهرهای از گذشته ایران بهتصویر کشیده که جز نفرت از گذشتگان سود دیگری ندارد. روایت تاریخ از قاجار نیز از پهلوی به ما رسیده که مخدوش است؛ تاریخ ایران جز شاهان و حرمسراها و ظلم و ستم آنان، چهره دیگری ندارد. این بیمهری از سوی نظام آموزشی دیگر رغبتی در نسل جدید برای نگاه همدلانه به تاریخ ایران باقی نمیگذارد.
مسعود لقمان، دبیر نشست «ایران ورجاوند» نیز در این مراسم با خواندن بخشی از زندگینامه زندهیاد مرتضی ثاقبفر گفت: متاسفانه ثاقبفر ناچار بود برای تامین زندگی دست به ترجمه بزند اما علاقه بسیاری داشت تا دیدگاهش از تاریخ ایران را به رشتهتحریر درآورد که بهصورت کامل انجام نشد.
این نشست با نمایش فیلمی از سخنرانی زندهیاد ثاقبفر آغاز شده بود.
دوشنبه, اسفند ۰۷, ۱۳۹۱
متن کامل پرسش های معصومه حاتم خانی از محمود احمدی نژاد در نشست خبری اخیر
معصومه حاتم خانی خبرنگاری بود که چند شب پیش در نشست خبری با خبرنگاران بی پروا، صریح ترین سوال ها را از رئیس دولت پرسید. رسانه رسمی بنا به اعلام با هماهنگی دفتر رئیس جمهوری این سخنان را سانسور و از پخش زنده آن خودداری کرد . به دلیل درخواست فراوان متن کامل پرسش های این روزنامه نگاران را برای اطلاع خوانندگان کرمانشاه پست منتشر می کنیم .
حاتم خانی پرسید: بحثی که خدمت شما دارم ناظر به مباحث اقتصادی والبته انتقادی است. مباحثی است که دغدغه ذهن مردم است. در ابتدای دولت فرمودید پول نفت را سر سفره مردم می آورید در حالیکه امروز شاهد این هستیم که ارزش پول و دارایی مردم به یک سوم کاهش پیدا کرده است. وعده دادید سه میلیون شغل ایجاد می کنید، اما امروز نمایندگان در مجلس شاهد مراجعات مکرر مردم هستند که بیشترین دغدغه شان افزایش بیکاری و تعطیلی کارخانجات است.
شما در ماجرای هدفمندی یارانه ها مدعی شدید که با اجرای این طرح می خواهید پول در جیب مردم بگذارید اما نظرسنجی که از طریق تلویزیون هم پخش شد نشان داد که بیش از هشتاد درصد مردم می گویند پول یارانه ها را نمی خواهند و خوستار بازگشت قیمت ها به گذشته هستند. این در حالی است که دیوان محاسبات نیز در گزارشی تاکید کرده است که نیمی از پولی که به عنوان یارانه نقدی به مردم پرداخت شده است از منابع غیرقانونی بوده است. با این حال اصرار دارید مرحله دوم را هم اجرا کنید و تصمیم داشتید در یک قلم بنزین را به دوهزار و پانصد تومان برسانید که البته مجلس جلوی آن را گرفت.
مهمترین شعاری که شما دادید مبارزه با مفاسد اقتصادی بود و گفتید که میخواهید با فساد اکبر مبارزه کنید، حال آنکه بزرگترین پرونده فساد اقتصادی یعنی همان اختلاس سه هزار میلیارد تومانی در دوران شما اتفاق افتاد. قوه قضائیه را تهدید کردید که کابینه و اطرافیان شما خط قرمز هستند و حتی اجازه رسیدگی به اتهامات آنها را نمی دهید. گفتید پاک ترین دولت بعد از انقلاب هستید در حالیکه بودجه که از مهمترین اسناد انضباطی و مالی کشور است با بالاترین تاخیر در طول تاریخ انقلاب هنوز به مجلس ارائه نشده است. در مورد تحریم ها به درستی گفتید که کاغذ پاره هستند اما امروز همه مشکلات اقتصادی را گردن تحریم ها می اندازید.
همه این وعده ها و عملکرد ها در شرایطی است که امروز رفتارها و گفتارهایی دارید که وحدت شکن است. رفتارهایی که آخرین آنها از سوی رهبر انقلاب غیراخلاقی، غیرقانونی و غیر شرعی اعلام شد. مردم معتقدند که در این وضعیت این نوع رفتارها یک نوع طفره رفتن از پاسخ به مشکلات و مسائلی است که مردم با آن درگیر هستند. مردم می گویند مشکل ما الان معیشت و گرانی است اما از طرفی می بینند که شما مراسمات چند میلیاردی همچون جشن اخیر را در بندرعباس برگزار می کنید. خواهش می کنم به این انتقادات افکار عمومی پاسخ روشن دهید .
دوشنبه, بهمن ۱۶, ۱۳۹۱
اصلاح طلب باشيم يا دموكراسي خواه ؟–قاسم خرمی
فكر نكنيد اعترافات زود هنگام است اما چند وقتی است که در باره پاره اي از عقاید و باورهای خودم دچار تردید شده ام . هميشه از آدمهای داراي نگرش انتقادی خوشم ميآمد اما واقعیت اینکه خودم شهامت و جسارت لازم برای تصحیح در شالودههای فکری ام را نداشتم .
فکر می کردم هرگونه تغییری ممکن است به هویت فکری و سپس هویت سیاسی من آسیب برساند و یا سبب انزوای من در میان همفکرانم شود . با این همه چند وقتی است که به خودترميمي فکری افتاده ام . به عنوان مثال سالها فکر می کردم که اصلاح طلبی بهترین گزینه برای بهبودی و تعالی جامعه ایران است .
دوستان من شاهدند که در این راه تلاشهای زیادی کرده و هزینه ای بسیاری پرداختهام. اما اکنون چنین باوری ندارم . هرچند هنوز هم اصلاح طلبی را موثرتر از اصولگرایی می دانم اما به اعتقاد من «دموکراسی خواهی » گزینه به مراتب جامع تری از اصلاح طلبی است . دموکراسی خواهی براساس باورمندی به حقوق فردی و اجتماعی افراد فارغ از تعلقات فکری و اعتقادی آنان حقیقتا مفهوم پرعظمتی است که امکان جای دادن آن در درون جریان اصلاح طلبی ویا اصول گرایی ممکن نیست .
دموکراسی خواهی البته ارتباط زیادی به انتخابات و تشکیل حزب و دولت ندارد بلکه در حقیقت به میزان قدرتمندسازی فرد در مقابل حکومت مربوط می شود .این روزها وقتی بعضا شاهدم که یک فرد برای احقاق حقوق قانونی خودش مثلا حق تحصیل در مقابل دولت احساس عجز و بیپناهی می کند به عظمت و ضرورت دموکراسی خواهی بیشتر واقف میشوم.هرکسی حتی یک فرد اصولگرا میتواند دموکراسی خواه باشد .
به اعتقاد من در شرایط کنونی تلاش برای احیای همین ظرفیتهای موجود قانون اساسی میتواند نوعی کنش دموکراسی خواهانه به حساب آید. اکنون افسوس می خورم که چرا همیشه اصلاح طلبی را مترادف با دموکراسی خواهی میدانستم و در همه این سالها لااقل بخشی از توان خودم را صرف دموکراسی خواهی قانونی نکرده بودم ؟
http://www.ghanoondaily.ir/?News_Id=7467