سهشنبه, بهمن ۰۳, ۱۳۹۱
کاندیدا نشدن خمینی جوان؛ در صدر اخبار رسانه ها
جدیدترین اظهارات یادگار امام حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی که پس از مدت ها سکوت ایراد شد، یکی از عناوین اصلی خبرهای روزنامهها و سایتهای خبری در 24 ساعت گذشته بود.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، در حالی که 5 ماه تا انتخابات آتی ریاست جمهوری زمان باقی است و اسامی متعددی برای نامزدی در آن بر سر زبانهاست؛ خمینی جوان با اعلام رسمی منتفی بودن کاندیداتوریاش، تکلیف را تمام کرد و همین خبر سخنان وی در دیدار با اعضای تحریریه سایت بازتاب امروز را تبدیل به تیتر و عکس صفحه اول چندین روزنامه کرد.
روزنامه اعتماد با تیتر یک «سید حسن خمینی: کاندیدا نمیشوم» در پیشانی خود، گزارشی را در این خصوص چاپ کرده و می نویسد: «سیدحسن خمینی که تنها چند ماهی است 40 ساله شده روحانی محترمی است که محبوب همه است، از آیات عظام تا ورزشکاران و از اصلاحطلبان تا اصولگرایان. در 40 سالگی به اوج پختگی رسیده است. اینچنین است که به دیدارش میروند و اگر پا به جایی بگذارد به احترامش از جا بلند میشوند و احترامش را دارند. نام سیدحسن خمینی در این ایام با انتخابات ریاستجمهوری گره خورده است. آمدن یا نیامدن نوه بنیانگذار انقلاب برای انتخابات ریاستجمهوری بارها محل گمانهزنی رسانهها و سیاسیون قرار گرفت. او البته شایعه آمدنش را تکذیب کرد اما گویا یک بار گفتن کفایت نمیکرد تا اینکه یادگار مرحوم سیداحمد خمینی روز گذشته باز هم در دیداری و در پاسخ به سوالی درباره کاندیداتوریاش در انتخابات ریاستجمهوری یازدهم گفت: «این شایعات همیشه مطرح بوده و ما هم نمیتوانیم مداوما تکذیبیه صادر کنیم، اما چون اخیراً مطرح شده میگویم که نامزدی من درانتخابات آتی ریاستجمهوری کاملا منتفی است».
این روزنامه، جمله دیگر یادگار امام که گفته بود: «بهترین دفاع از امام، کارآمد کردن نظام است» را نیز به عنوان سوتیتر گزارش برجسته کرده است و در ذیل صفحه اول هم یادداشتی را از نجفقلی حبیبی که وی در آن خبر میدهد از امروز تا روز 22 بهمن بخشهایی از سخنان امام خمینی را بازگو خواهد کرد. حبیبی دلیل این کار را چنین عنوان میکند که «از طریق دشمنان بهگونهای و از طریق دوستان انقلاب اسلامی بهگونهای دیگر تهمتها و تحلیلهای نادرست در باب امام خمینی و سخنان و مسیر حرکت او مطرح میشود» و چنین نتیجه میگیرد که «شاید یکی از راههای حفظ آرمان والای امام خمینی و دیدگاههایش این باشد که عین سخنان او که بیانکننده دیدگاه اوست، مطرح شود». نویسنده در ادامه این یادداشت ضمن نقل یکی از رباعیات امام مصاحبه ایشان با روزنامه لوموند فرانسه را نقل کرده است که در چهارم اردیبهشت 1357 در نجف انجام شده است.
روزنامه آرمان روابط عمومی هم عکس یک خود را به سید حسن خمینی اختصاص داده و همراه با تیتر «کاندیداتوریام منتفی است» و سوتیتر مشابه اعتماد، چاپ کرده است.
روزنامه بهار هم عکس بزرگی از یادگار امام که در حال سخنرانی است و پس زمینهای از تصویر امام خمینی(س) در آن وجود دارد، خبر «جماران» از این دیدار را بدون تحلیل خاصی منتشر کرده است.
علاوه بر این روزنامهها، روزنامه اطلاعات در ستون سمت چپ صفحه یک خود با تیتر «موثرترین راه دفاع از امام، کارآمد کردن نظام است»، خبر این دیدار را پوشش داده و ذیل آن نیز سه سوتیتر از فرازهای مهم سخنان سید حسن خمینی درج شده است. این روزنامه به دلیل انتشار متن کامل خبر پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، بخش عمدهای از صفحه دوم خود را نیز به ادامه خبر و عکسی از دیدار اختصاص داده است.
روزنامه های قانون، آفتاب یزد و ابتکار هم با چاپ عکسی در صفحه یک و روزنامه شرق طی خبری در صفحه دو، خبر سخنان یادگار امام را منعکس کردهاند.
خبر این دیدار در اکثر خبرگزاریها (ایسنا، مهر، ایلنا، فارس و...)سایتهای خبری مانند خبرآنلاین، تابناک، مشرق، قانون، رجانیوز، الف، انعکاس، سفیر، آخرین نیوز و... نیز انعکاس یافته که عمده تیترهای اختصاص یافته به آن نیز مربوط به عدم نامزدی وی در انتخابات است، چرا که در ادوار اخیر هر بار که موسم انتخایات ریاست جمهوری فرا میرسد شایعه حضور خمینی جوان مطرح میشود که به قول سایت خبرآنلاین، با خبر دیروز وی آب پاکی را روی دست همه ریخت؛ اما می توان از هم اکنون انتظار داشت که انتخاباتی دیگر فرابرسد و باز هم نام یادگار امام که امروز در آغاز دهه پنجم عمر خود، مشغول تحصیل و تدریس حوزوی است و عمده وقت خود را در قم میگذراند، بر سر زبانها بیفتد.
سهشنبه, دی ۲۶, ۱۳۹۱
انتخابات مستقیم یا پارلمانی
جلال جلالی زاده - معمولا در کشورهایی که حکومت هایشان به شیوه جمهوری اداره می شود،انتخاب ریاست جمهوری یا مستقیما از سوی مردم است ویا از طریق پارلمان است که هر یک راه کار مخصوص خودرا دارد. اما به هر صورت دلالت بر تعیین سرنوشت و اعمال اراده مردم در انتخاب فرد مورد نظر می باشد. اما در کشور ما که حکومت آن جمهوری اسلامی است و تا کنون رئیس جمهور از سوی مردم انتخاب می شده است، با توجه به مسائلی که در این مدت پیش آمده دیدگاه های مختلفی در ارتباط با تعیین رئیس جمهور ابراز شده است که تازه ترین آنها مربوط به آیة ا...سبحانی می باشد که چند نکته سلبی را برای انتخاب مستقیم بر شمرده که لازم است به دقت در باره آنها بحث وبررسی کرد.
ایشان نتایج و آثار سلبی را برای انتخاب مستقیم بر می شمارد که در این مقال تلاش می شود که به بیان مهمترین آنها پرداخته و در حد توان در باره آنها نظر داده شود.
۱- تقسیم نیروهای سیاسی: اولا هیچ جامعه ای در دنیای امروز تک قطبی نیست مگر حکومتهای مارکسیستی که بر اساس ایدولوژی حاکمیت طبقه کارگر و مرتجع دانستن سایر نیروها و ممنوع کردن فعالیت مخالفان و تک صدایی کردن جامعه تا از این طریق تفرقه و دوگانگی در بین افراد جامعه به وجود نیاید. پس نمی توان نه تنها در جوامع امروزی بلکه حتی در جامعه صدر اسلام، جامعه را به بهانه وحدت نیروها مجبور به پذیرفتن یک فکر و یک خط مشی نمود، چون نه تنها در بین افراد یک کشور بلکه حتی در بین افراد یک خانواده اختلاف نظر وجود دارد؛ پس بهانه تقسیم نیروها را نمی توان دلیلی بر حذف انتخابات مستقیم دانست، چون انتخابات پارلمانی هم نشانه ای بر یک دستی نیروها دانست
۲- اسراف وزیاده روی، البته اسراف و زیاده روی را نمی توان دلیلی بر حذف شیوه مستقیم دانست زیرا موارد بسیار زیادی چه در انتخابات ریاست جمهوری و یا حتی شوراها و غیر آنها برای اسراف وجود دارد، که باید فکر اساسی و اصولی برای مبارزه با آن کرد که از مراسمهای مذهبی تا غیر مذهبی را شامل می شود. به هر صورت اگر شیوه های را که برخی از متفکران اسلامی برای اتخاذ شیوه شورایی کردن امور در همه مراحل اداره کشور از روستاها گرفته تا شهرها و کشور را شامل می شود، شاید کم هزینه ترین روش باشد البته به شرطی که جامعه امروز پذیرای آن باشد، پس بنابراین نمی توان این شرط را هم به عنوان شرطی مقبول در جامعه پذیرفت. باز هم می توان چنین تبلیغاتی را پذیرفت به شرط اینکه هر حزب وگروهی خود مسئول مخارج وهزینه های خود باشد نه اینکه بر بیت المال واقشار مستضعف جامعه تحمیل شود.
۳- نادیده گرفتن اصول اخلاقی: اگر دیگر روشها ونکته ها را بتوان به عنوان دلیلی مقبول پذیرفت نمی توان از این شرط و عامل در یک جامعه اسلامی به اسانی گذشت، مگر می شود کسی که در یک جامعه اسلامی به عنوان رئیس جمهور انتخاب شود که جایگزین امام یا خلیفه در نظام های مورد قبول مسلمین در گذشته بوده، اما با ارتکاب اعمال خلاف اخلاق جانشین آنها شود و یا بر کرسی آنان تکیه زند؛ که صدور چنین اعمالی نه تنها به ضررکشور بلکه بنیاد اخلاقی جامعه را بر هم خواهد زد، چون مردم انتظار دارند که فردی که کاندیدای ریاست جمهوری اسلامی می شود از هر نظر الگو ونمونه باشد وآیینه تمام نمای خصائل وفضائل کامل انسانی واسلامی باشد. هرچند در جوامع غیر دینی چنین اعمالی پذیرفته نیست وحتی رئیس جمهوری به سبب گفتن یک دروغ اعتبارش را از دست می دهد، چگونه پذیرفتنی است که در یک جامعه انقلابی و دینی کاندیدای ریاست جمهوری و یا هوادارانش روشهای خلاف اخلاق و انسانی را به کار گیرند.
۴- تخریب شخصیت ها: سوالی را که در اینجا می توان مطرح کرد این است چرا باید چنان سیستمی را تنظیم کرد که به آسانی بتوان شخصیت ها را تخریب کرد و به ترور شخصیت افراد و رقیبان پرداخت. چه کسانی در این امر مسئولند و اصولا تخریب و جهه افراد چه ربطی به انتخابات دارد؟ اگر ما تخریب و جهه افراد را بهانه بکنیم باید از انتخابات به طور کلی چشم پوشی کنیم، چون متاسفانه چنان در جامعه ما در هنگام انتخابات تقوای لفظی کم می شود؛ که نمی توان هیچ معیار دینی را برای آن در نظر گرفت و قبل از هر چیز باید مراجع تقلید جامعه را توجیه کنند و به مقلدان خود توصیه کنند که در چنین مسائلی، دین خود را برای دنیای دیگران نفروخته ومصالح دنیوی را بر مصالح اخروی ترجیح ندهند؛ و با ترجیح و تغلیب اخلاق بنیاد یک جامعه موزون و متوازن و متعادل را بنیاد نهند.
۵- کم کاری وزارتخانه ها: در کجای دنیا باید چنان شیوه ای از حکومتداری را بنیاد نهاد که هر کس و هر فردی یا وجدان کاری نداشته باشد و یا چنان علاقمند به کشورش نباشد که همیشه نگران و واهمه از دست دادن مقام و موقعیت را داشته باشد و یا چنان به دنبال منافع حزبی و گروهی باشد که فکر کند باید تنها در راستای منافع حزب کار کند، که چنین شیوه ای هم ربطی به برگزاری مستقیم انتخابات ندارد بلکه به راه کارها و راهبردهای نادرستی دارد که بر جامعه حاکم شده وشاید ملتزم نبودن به قانون و قانونمداری وعدم اجرای عدالت دلیل اساسی آن باشد، وگرنه اگر به نظام های مختلف جهانی که هر یک با شیوه حکومتی انتخاباتی برگذار می شود نه تنها موجب ترقی و توسعه شده بلکه موجب توجه بیشتر به خدمتگذاران و تشویق کارگزاران می شود.
۶- گرم شدن بازار مطبوعات: معلوم است که رسانه ها در دنیای امروز هر یک با جهت گیری خاص خود در پی تحقق اهداف خاص خودشان می باشند و در هنگام انتخابات از کاندیدای خاصی حمایت می کنند و مردم هم انتظاری جز این از مطبوعات ندارند، اگر مطبوعات به عنوان گوش و چشم مردم و یا رکن چهارم دمکراسی در پی تحقق خواسته های مردم نباشند و یا روشنگری نکنند، از اهداف خود دور شده ونتوانسته اند رسالت خود را انجام دهند. پس نمی توان این نکته را به عنوان دلیلی محکمه پسند در جهت ترجیح انتخاب پارلمانی موجه دانست وپذیرفت.
۷- دوگانگی بین رئیس جمهور وملت : آیا در کشورهایی که رئیس جمهور از طریق پارلمان انتخاب می شود می توان با ضرس قاطع گفت که رئیس جمهور منتخب همه ملت است وهمه مردم او را می پذیرند؟ به هر صورت هیچ جامعه ای را در دنیای کنونی نمی توان یکدست دانست که همه یک رای و یک نظر باشند و اگر باشد حتما این جامعه جامعه ای مرده وجامد است. اما چیزی که هست در جوامع دمکراتیک چون پایبندی به راهکارهای دمکراتیک نهادینه شده وهمه ملتزم به قانون و تعهدات و مصالح کل جامعه هستند و رای اکثریت را پذیرفته داند. بنابراین به محض موفقیت و یا شکست حزبی در انتخابات هر یک تلاش می کند تا رضایت مردم را که میزان مقبولیت و مشروعیت است سر لوحه کارهای خود قرار دهند و اگر حزب یا جناحی که شکست خورده تلاش می کند با انجام کارها و پروژه های که موجب جلب رضایت مردم باشند خود را برای به دست گرفتن قدرت آماده کنند.
در ضمن آیة ا... سبحانی گزینش رئیس جمهور را گزینش ملت دانسته اند و موجب برطرف شدن اختلاف که به نظر نگارنده این دونکته هم نمی تواند زیاد موجه باشند، چون اگر قرار بر ترجیح مردمی بودن باشد، شاید انتخاب مستقیم مردمی تر باشد واختلاف کمتر باشد. اما نکته ای که در کل باید در سیستم نظامهای انتخابی با هر شیوه ای باشد راه کارهایی در قانون گنجانده شده که منافع ملی مقدم بر هر چیزی است و کسی از آن نمی تواند تخطی کند. نگاهی به تغییرات و انتخاباتها در کشورهای مختلف جهان این نکته را ثابت کرده آنچه که مهم است شیوه انتخاب و استفاده از حق انتخاب شدن و اتخاب کردن برای هر شهروندی است که بدون اعمال نظر مسئولان حکومتی بتواند به هر کسی که مایل است رأی دهد.
پیشنهاد مهمی که در راستای این پیشنهاد به نظر می رسد آن است در صورت اتخاذ چنین تصمیمی وموافقت مجلس و مردم با آن اولا انتخابات مجلس حزبی شود، چون اصولا پارلمان بدون مجلس در دنیای امروز معنا و مفهومی ندارد. ثانیا دست نظارت استصوابی کوتاه شود تا اولا احزاب در مقابل مردم احساس مسئولیت کنند؛ اگر حزب در مقابل مردم مسئول بود آن زمان هر فرد نماینده یا رئیس جمهور شد مهم نیست بلکه حزب جوابگوی مردم است و با موفقیت ها و مدیریت درست جامعه و رفاه اقتصادی و سیاستهای درست و مدبرانه پشتوانه مردمی خواهد داشت و جامعه هم به این راه کارها عادت خواهد کرد و خدمتگذاری نماید محبویت و مردمی بودن خواهد شد و قانونمداری برهمگان غالب خواهد شد و تجسس و افشای اسرار و یا تخریب اشخاص و یا هرنوع عمل خلاف اخلاق و مروت تا زمانی که حزب مسئول اعمال خود می باشد، تاثیری نخواهد داشت.
دوشنبه, دی ۲۵, ۱۳۹۱
رحمت الله بیگدلی از احتمال کاندیداتوری خاتمی در انتخابات یازدهم خبر داد
حجت الاسلام رحمت الله بیگدلی عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد زنجان از احتمال کاندیداتوری سیدمحمد خاتمی در صورت فراهم آمدن شرايط لازم براي انتخابات ریاست جمهوری یازدهم خبر داد .
به گزارش کرمانشاه پست استاد برجسته حوزه و دانشگاه روز 24 دي ماه 1391 با حجتالاسلام والمسلمين سيد محمد خاتمي ديداری داشته که متن کامل آن در ادامه می آید .
| آقاي خاتمي در صورت فراهم بودن زمينه و اجماع اصلاح طلبان، حضور خود در انتخابات رياست جمهوري را نفي نکرد |
در اين ديدار، گزارشي مفصل از وضعيت حاکم بر کشور و بحران مشروعيتي که دولت آقاي احمدينژاد در نتيجه عملکرد نامطلوب خود مبتلاي به آن شده است تقديم آقاي خاتمي کردم:
«... متأسفانه دولت آقاي احمدينژاد در هشت سال اخير بالاخص چهار سال گذشته علي رغم کسب صدها ميليارد دلار درآمد نفتي و غيرنفتي و هزينه بي برنامه و غيراصولي آن به علت فقدان پايگاه مناسب در ميان مردم بهويژه نخبگان و سپردن کارها به دست نيروهاي فاقد تخصص و سوءتدبير، بلايي بر سر کشور آورده که در طول بيش از سه دهه پس از انقلاب اسلامي بيسابقه است!
امروزه وضعيت نابسامان کشور، نه تنها موجب شکافي عميق بين دولت و ملت شده، بلکه کار به جايي رسيده که اکثريت قريب به اتفاق اصولگرايان هم در تلاشند که با جدا کردن خود از احمدينژاد و حتي قرباني کردن وي از زير بار مسؤوليت حمايت هاي غيرمسؤولانه خويش از احمدينژاد شانه خالي کنند!
جايگاه بين المللي ايران نيز متأسفانه بر اثر سوءتدبير ساليان اخير به پايينترين سطح دوران پس از انقلاب اسلامي رسيده و تصويب قطعنامههاي متعدد و اعمال تحريم از سوي جامعه جهاني موجبات فشارهاي سنگين بر اقشار مختلف مردم را فراهم آورده است.
تورم مهارگسيخته، سقوط شديد ارزش پول ملي، افزايش بيکاري و ...، دمار از روزگار مردم بالاخص اقشار آسيبپذير درآورده است.
افزايش شديد جرائم مختلف از قبيل رانتخواري، اختلاسهاي کلان و بيسابقه، قاچاق مواد مخدر، و ديگر کالاهاي اساسي مورد نياز مردم، سرقت، زورگيري و ... و آسيبهاي اجتماعي مانند اعمال خشونت در روابط سياسي و اجتماعي و حتي خانوادگي، خودکشي، طلاق و ... از تبعات ويرانگر مديريت ناکارآمد هشتساله اخير است.
امروزه دلسوزان کشور با هر گرايش سياسي متوجه خطر و ضرورت تحول جدي در مديريت اجرايي کشور از طريق مسالمتآميز و صندوقهاي رأي شدهاند تا مانع آسيب بيشتر به ملک و ملت شوند.
اما متأسفانه بخشي از افراطيون جناحهاي مختلف بالاخص يک جناح صرفا به خاطر منافع شخصي به دنبال گلآلود کردن فضاي سياسي کشور جهت حفظ آلاف و الوفي هستند که ادامه اين وضعيت نصيب جيبهاي آنان ميکند.
به جرأت مي توان گفت که کشور بر سر پيچ و بزنگاهي تاريخي قرار گرفته و نيازمند اعمال عقلانيتي تمامعيار از جانب همه جناحهاي موجود در کشور بالاخص هيأت حاکمه ميباشد.
بدون ترديد هرگونه لجاجت و امتناع از تمکين در مقابل مطالبات جدي ملت و اصرار بر بينش حذفي ميتواند تبعاتي ويرانگر و نابخشودني براي آينده کشور داشته باشد.
مسلما تاريخ و ملت ايران قضاوتي بيرحمانه در باره افراد و جريانهايي خواهد داشت که مانع تلطيف فضاي سياسي کشور و موجب ادامه موج کينههاي بدريه و حنينيه باشند.»
در ادامه به آقاي خاتمي عرض کردم:
«بحمدالله با عنايت خداوندي و با توجه به شخصيت پرهيزگار و والاي حضرتعالي و اصالت خانوادگي و عقلانيت و مديريت و مدبريت و صداقت و پاکي شما و گرايش وسيع دلهاي ملت، حيثيتي بلندپايه نصيب شما شده است که جز در مواردي نادر از پديدههاي بيسابقه تاريخ ايران است. از اين رو از جنابعالي انتظار ميرود که در اين شرايط حساس کشور عليرغم ميل باطني خود با ايثار از نام و نان وارد عرصه انتخابات شويد تا به فضل الهي و حمايت ملت رشيد ايران زمينه نزديکي دلها و حاکميت اعتدال و عقلانيت و ممانعت از سلطه تندروي و جهالت از هر سو فراهم آيد. بدون ترديد امروزه خواست کليه اصلاح طلبان و اکثريت ملت ايران کانديداتوري حضرتعالي براي انتخابات آتي رياستجمهوري است.»
در ادامه، آقاي خاتمي ضمن تأييد وضعيت نابسامان مديريتي و بحثي مستوفا در اين زمينه و اعلام نگراني خود از آينده کشور گفت:
«ما انقلابي بزرگ و بيسابقه را پشت سر گذاشتهايم و متأسفانه وضعيت امروز کشور نه در شأن انقلاب اسلامي است و نه در شأن ملت بزرگوار و رشيد ايران. ...»
آقاي خاتمي افزود:
«... مردم ما در انقلاب اسلامي بر دو امر مهم تأکيد داشتند که يکي از آنها حاکميت ارزشهاي اسلامي و ديگري مردمسالاري بود. تحقق اين دو امر مهم در سايه حضور آگاهانه همه مردم ايران ممکن است. بايد زمينهاي فراهم آيد که همه ملت ايران با سلايق و گرايشهاي گوناگون بتوانند در عرصههاي مختلف خدمتگذاري حضور يابند. لازمه حضور آگاهانه مردم، وجود احزاب، مطبوعات و تريبونهاي آزاد است. در فقدان احزاب و تشکلهاي ريشهدار، معمولا مديريت کشور به دست باندها و محافل قدرت ميافتد و بعد از به هدر رفتن سرمايههاي کشور توسط اين محافل و باندها، کسي هم مسؤوليت آن را بر عهده نميگيرد. ...»
آقاي خاتمي با اشاره به ضرورت فعاليت جناحهاي سياسي مختلف کشور در چارچوب قانون اساسي گفت:
«... اگر سياست ما عين ديانت ماست و حضور در عرصه سياست واجب است و اگر شرکت در انتخابات واجب است، بايد زمينه اين حضور و شرکت همگان فراهم آيد. نميتوان از يک طرف گفت که شرکت در انتخابات واجب است و همه بايد در انتخابات شرکت کنند و از سوي ديگر گفته شود که ما اجازه نميدهيم که عدهاي در انتخابات شرکت کنند! نميشود به کسي گفت که بايد شنا کني و بعد دست و پاي او را ببندي و ... »
آقاي خاتمي ضمن اظهار تأسف از رواج برخي بداخلاقيها و ايراد اتهامهاي نادرست به شخصيتها و نيروهاي ارزنده کشور در دوران اصلاحات و بالاخص دوران احمدي نژاد که معمولا از طرف نيروهاي افراطي جناحهاي مختلف انجام ميشود گفت:
«اميدوارم که عقلاي قوم از جريانهاي مختلف سياسي مانع ادامه اين بداخلاقيها و تهمتزنيها شوند و فضايي مناسب براي حضور همه جريانهاي سياسي کشور فراهم آيد.ّ ...»
در ادامه به آقاي خاتمي عرض کردم:
«البته براي حضور در انتخابات، فضاي سياسي مناسب لازم است، ولي اين فضا چيزي نيست که دو دستي آن را هديه بدهند. اين موج حضور مردم است که فضاي مناسب را ايجاد مي کند. بدون ترديد نظام جمهوري اسلامي بسيار مترقيتر از نظام سلطنت سابق است. ما در نظام پهلوي ميبينيم که تيراندازي به محمدرضا پهلوي در دانشگاه تهران در ?5 بهمن ???? بهترين فرصت و بهانه را براي حکومت فراهم کرد تا آيتالله کاشاني را به اتهام دست داشتن در اين ماجرا تبعيد کند تا با دور کردن يکي از هستههاي اصلي مقاومت، لايحه الحاقي نفت را به تصويب مجلس شوراي ملي برساند. به همين دليل در نيمه شب ?6 بهمن سرتيپ دفتري، فرمانده نظامي وقت تهران، آيتالله کاشاني را دستگير کرد و او را به قلعه فلکالافلاک خرمآباد فرستاد و پس از چند روز آيت الله به لبنان تبعيد شد.
آيتالله کاشاني 6 ماه در لبنان به سر برد. در اين مدت ايشان دست از مبارزه برنداشت و با پيامهاي خود، ملت را به مبارزات ضداستعماري و استبدادي تشويق ميکرد.
به هنگام تشکيل مجلس مؤسسان به منظور افزايش قدرت شاه نيز آيتالله کاشاني در بيروت به سر ميبرد، اما در انتخابات دوره شانزدهم مجلس، آيتالله کاشاني با حضور گسترده مردم به عنوان نماينده مردم تهران در مجلس انتخاب شد و آيتالله پس از يک سال و چهار ماه تبعيد در لبنان، با استقبال بينظير مردم وارد تهران شد و بار ديگر رهبري مبارزه با استعمار انگلستان را بر عهده گرفت و حتي به رياست مجلس هفدهم نيز برگزيده شد.»
گفتني است که آقاي خاتمي در صورت فراهم بودن زمينه و اجماع اصلاح طلبان، حضور خود در انتخابات رياست جمهوري را نفي نکرد.
از اين رو از جناح هاي مختلف سياسي بالاخص مسؤولان کشور انتظار مي رود که فرصت تاريخي انتخابات آينده را از دست ندهند و با تلطيف فضاي سياسي کشور، زمينه انتخاباتي پرشور را فراهم آورند.
من بر اين اعتقادم که قانون اساسي و نظام جمهوري اسلامي و مسؤولان محترم نظام، ظرفيتي به مراتب فراتر از ظرفيت نظام سلطنتي پهلوي دارند و با کنار زدن افراطيون از مراکز تصميم گيري مي توانند انتخابات رياست جمهوري يازدهم را به فرصتي تاريخي تبديل و از شخصيتي ارزشمند چون خاتمي براي برون رفت از وضعيت فعلي کشور، نهايت استفاده را ببرند!